به گزارش کسب و کار نیوز ، طبق آخرین دادههای کپلر، پنجشنبه فقط ۷ کشتی تجاری از هرمز عبور کردهاند؛ نصف رقم روز چهارشنبه. پیش از جنگ، روزانه دهها کشتی از این آبراه عبور میکردند و حجم نفت عبوری نیز چندین برابر رقم فعلی بود. گزارشهای تخصصی کپلر نشان میدهد ترافیک دریایی در هفتههای اخیر همچنان در سطح بسیار پایینی قرار داشته و بخش قابل توجهی از عبورهای آشکار از مسیر تحت کنترل و مدیریت ایرانی انجام شده است.
تنگه هرمز، یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان، همچنان در شرایطی کمسابقه قرار دارد؛ آبراهی که در شرایط عادی یکی از پرترددترین مسیرهای دریایی جهان محسوب میشود، اکنون با کاهش شدید عبور و مرور کشتیها مواجه است و تردد در آن تنها با هماهنگی و مجوزهای مشخص انجام میشود.
در همین شرایط، گزارش شبکه خبری سیانان از صدور مجوز عبور برای نفتکشهای عراقی نشان میدهد که تهران در کنار محدودسازی تردد برخی شناورها، مسیر عبور کشتیهای متعلق به کشورهای مشخص را بهصورت مدیریتشده باز گذاشته است.

بر اساس گزارش سیانان، ایران در جدیدترین نمونه به نفتکشهای عراقی اجازه داده است از تنگه هرمز عبور کنند. این تصمیم بنا بر گزارش رسانههای دولتی ایران، پس از درخواستهای مکرر بغداد اتخاذ شده و یکی از موضوعات اصلی مذاکرات مقامهای دو کشور در روزهای اخیر بوده است.
اهمیت این تصمیم برای عراق از آن جهت است که اقتصاد این کشور وابستگی قابل توجهی به صادرات نفت دارد و بخش مهمی از صادرات نفت عراق از مسیرهای دریایی و در نهایت از طریق تنگه هرمز انجام میشود. هرگونه اختلال طولانیمدت در این مسیر میتواند نهتنها بر درآمدهای نفتی بغداد، بلکه بر روند تأمین مالی بودجه این کشور و وضعیت بازار انرژی منطقه تأثیر مستقیم بگذارد.
در چنین شرایطی، تأمین امنیت عبور نفتکشهای عراقی به یکی از محورهای مهم سفر اخیر محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس جمهوری اسلامی ایران، به عراق تبدیل شده است. بغداد که خود را از جمله کشورهای آسیبدیده از بحران تنگه هرمز میداند، تلاش کرد از طریق مذاکرات سیاسی با تهران، مسیر صادرات نفت خود را تا حد امکان حفظ کند.
صدور مجوز برای نفتکشهای عراقی را میتوان در همین چارچوب تحلیل کرد؛ یعنی جمهوری اسلامی ایران ضمن حفظ سیاست کنترل عبور و مرور در تنگه، برای کشورهای مشخصی که روابط سیاسی و اقتصادی مستقیمی با تهران دارند، امکان تردد فراهم میکند.
این موضوع نشان میدهد که وضعیت هرمز را نمیتوان صرفاً «بسته بودن» یا «باز بودن» این آبراه توصیف کرد. آن چه در عمل شکل گرفته، نوعی تردد کنترلشده است که در آن عبور کشتیها تابع شرایط، ملیت، مالکیت، مقصد، محموله و همچنین مجوزهای صادرشده از سوی ایران است.
البته عراق تنها کشوری نیست که برای عبور کشتیهای خود با تهران مذاکره کرده است؛ چین، هند و پاکستان نیز از جمله کشورهایی هستند که موفق به دریافت مجوز تردد شدهاند. این مسئله از منظر تجارت جهانی انرژی اهمیت زیادی دارد. سه کشور چین، هند و پاکستان از مصرفکنندگان بزرگ انرژی در آسیا محسوب میشوند و استمرار جریان نفت و فرآوردههای انرژی برای اقتصاد آنها اهمیت بالایی دارد.

ایران پیشتر اعلام کرده بود که تردد کشتیهای مرتبط با آمریکا یا اسرائیل از تنگه هرمز ممنوع خواهد بود، اما در مقابل، سایر کشتیها در صورت دریافت موافقت تهران میتوانند از این آب راه عبور کنند؛ بنابراین سیاست تهران را میتوان نوعی تفکیک میان کشتیهای هدف و کشتیهای غیرهدف دانست؛ سیاستی که از یک سو فشار بر طرفهای درگیر در جنگ را حفظ میکند و از سوی دیگر اجازه نمیدهد اختلال کامل در مسیر تجارت کشورهای ثالث بهعنوان یک پیامد عمومی و بدون استثنا ظاهر شود.
بر اساس دادههای سازمان دریانوردی بریتانیا، تعداد کشتیهایی که طی هفته گذشته از این آبراه عبور کردهاند، ۲۷ درصد افزایش داشته است. در نگاه نخست، چنین افزایشی میتواند نشانهای از بازگشت تدریجی فعالیت دریایی به منطقه تلقی شود. اما یک نکته مهم وجود دارد: این میزان تردد هنوز تنها حدود ۲۰ درصد میانگین هفتگی پیش از جنگ است.
به بیان دیگر، حتی با وجود افزایش ۲۷ درصدی در مقایسه با هفته قبل، تنگه هرمز همچنان با سطح فعالیت عادی خود فاصلهای بسیار چشمگیر دارد؛ بنابراین نمیتوان صرفاً بر اساس رشد اخیر تعداد کشتیها نتیجه گرفت که وضعیت آبراه به حالت طبیعی بازگشته است.

در واقع، افزایش تردد میتواند بیش از آنکه نشانه «بازگشایی کامل» باشد، نشانه گسترش تدریجی عبور و مرور تحت شرایط جدید و کنترلشده باشد؛ تحولات اخیر تنگه هرمز در شرایطی رخ میدهد که میان روایت ایران و آمریکا درباره وضعیت این آبراه اختلاف قابل توجهی وجود دارد.
در این شرایط دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، و اسکات بسنت، وزیر خزانهداری این کشور، مدعی شدهاند که تنگه هرمز باز است و روزانه میلیونها بشکه نفت از این مسیر خارج میشود. اما آمارهای مربوط به تردد کشتیها تصویری متفاوت ارائه میکند. اگر تعداد کشتیهای عبوری تنها ۲۰ درصد میانگین هفتگی پیش از جنگ باشد، استفاده از عبارت «باز بودن» نیازمند توضیح بیشتری است؛ چراکه باز بودن حقوقی یا فیزیکی یک آبراه لزوماً به معنای بازگشت آن به شرایط عادی تجاری نیست.
ممکن است یک مسیر دریایی از نظر فنی مسدود نباشد، اما کاهش شدید تردد نشان دهد که شرکتهای کشتیرانی، بیمهگران، صاحبان کالا و دولتها همچنان عبور از آن را پرریسک یا مشروط ارزیابی میکنند. از همین رو، مسئله اصلی در تنگه هرمز تنها امکان عبور یک کشتی نیست؛ بلکه میزان، استمرار و امنیت عبور و مرور در این مسیر است.

اما اگر کشتیهایی با مجوز ایران از تنگه هرمز عبور کنند، آیا واشنگتن میتواند این ترددها را بهعنوان نتیجه فشار یا اقدام نظامی آمریکا معرفی کند؟ واقعیت این است که میان «باز شدن کامل تنگه» و «عبور محدود کشتیها با مجوز ایران» تفاوت اساسی وجود دارد.
اگر یک نفتکش عراقی، هندی، چینی یا پاکستانی پس از مذاکره با تهران و دریافت مجوز از سوی ایران بتواند از تنگه عبور کند، اصل صدور مجوز بخشی از سازوکار جدید مدیریت تردد در آبراه محسوب میشود؛ بنابراین نسبت دادن تمامی این عبورها به فشار آمریکا، بدون توجه به نقش مستقیم ایران در صدور مجوز، میتواند تصویری ناقص از واقعیت میدانی ارائه کند.
از سوی دیگر، واشنگتن ممکن است تلاش کند افزایش تدریجی عبور کشتیها را نشانه موفقیت فشارهای خود معرفی کند؛ بهویژه در شرایطی که دولت آمریکا نیاز دارد نشان دهد بحران انرژی و تجارت دریایی در حال کنترل شدن است که این ادعا واقعا دور از منطق است.

اهمیت تنگه هرمز تنها به تعداد کشتیهایی که روزانه از آن عبور میکنند محدود نمیشود. این آبراه یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان است و هرگونه اختلال پایدار در آن میتواند بر قیمت نفت، هزینه حملونقل، بیمه کشتیها و در نهایت اقتصاد کشورهای مصرفکننده تأثیر بگذارد.
به همین دلیل، حتی افزایش محدود تردد نیز برای بازار انرژی اهمیت دارد. اما برای بازگشت اعتماد کامل به بازار، صرف افزایش تعداد عبور کشتیها کافی نیست؛ شرکتهای کشتیرانی باید اطمینان پیدا کنند که عبور از مسیر برای مدت طولانی امکانپذیر و قابل پیشبینی است. در شرایط کنونی، صدور مجوزهای موردی برای کشورهای مختلف میتواند بخشی از همین روند باشد.
آن چه از مجموعه گزارشهای منتشرشده درباره وضعیت تنگه هرمز به دست میآید، تصویری میان «انسداد کامل» و «بازگشت کامل به وضعیت عادی» است؛ آن هم با اجازه و مجوز جمهوری اسلامی ایران.
از یک سو، تردد کشتیها در حال افزایش است و کشورهایی مانند عراق، چین، هند و پاکستان توانستهاند برای عبور شناورهای خود با ایران مذاکره کنند. از سوی دیگر، حجم تردد همچنان فاصله زیادی با شرایط پیش از جنگ دارد و تنها حدود یکپنجم میانگین هفتگی گذشته گزارش شده است.

این وضعیت نشان میدهد که تنگه هرمز در شرایط فعلی بیشتر یک مسیر دریایی با تردد مدیریتشده و مشروط است تا یک آبراه کاملاً باز و عادی. در این میان، عراق نمونه روشنی از تأثیر مستقیم بحران هرمز بر کشورهای منطقه است. بغداد برای حفظ صادرات نفت خود ناچار به مذاکره با تهران شده و صدور مجوز عبور نفتکشهای عراقی نیز نتیجه همین تعاملات است.
مهمترین نکته این است که باز بودن یک مسیر با عادی بودن آن یکسان نیست. تنگه هرمز ممکن است برای برخی کشتیها باز باشد، اما وقتی بخش بزرگی از ناوگان تجاری همچنان از عبور خودداری میکند یا برای عبور نیازمند مجوزهای مشخص است، نمیتوان شرایط را مشابه دوره قبل از جنگ دانست.
به همین دلیل، افزایش ۲۷ درصدی تردد در هفته گذشته را باید بیشتر نشانهای از آغاز حرکت تدریجی به سمت افزایش فعالیت دریایی دانست، نه پایان بحران. آینده بازار انرژی و تجارت دریایی منطقه نیز تا حد زیادی به این بستگی دارد که آیا روند صدور مجوزها و عبور کشتیها در روزها و هفتههای آینده ادامه پیدا میکند و آیا این ترددها میتوانند از سطح فعلی فراتر رفته و به بخش قابل توجهی از ظرفیت عادی تنگه هرمز بازگردند یا خیر.
نکته مهم این است که امروز ترامپ و رفقا برای باز کردن تنگهای تلاش میکنند که در طول تاریخ همیشه باز بود و هیچ تعرفهای برای عبور از آن دریافت نمیشد؛ اما به لطف زیادهخواهی رئیسجمهور آمریکا امروز این تنکه هم نماد قدرت جمهوری اسلامی ایران شده و هم نماد درآمدزایی و بهبود درآمدهای کشور که باید مدیریت شود تا همه مردم تک به تک این درآمدزایی را در سفره خود حس کنند؛ آری آمریکا کاری کرد کارستان اما برای ایران و درآمد روزانه و ماهانهاش؛ به راستی که عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.
سایت خبری تحلیلی کسب و کار استارت آپ | کارآفرینی | دانش بنیان | اقتصاد