سرمقاله
واقعیت آن است که ما با توسعه تشکلهای تعاونی میتوانیم منابع مالی و سرمایه را از بخش نامولد به سمت بخش مولد هدایت کنیم. برای بخش خصوصی ضابطهای برای حضور در بازار آزاد وجود ندارد و قاعدتا هیچ فعال بخش خصوصی برای خود اجازه رقیب تراشی نمیکند. به همین دلیل رشد بخش تعاون به عنوان رقیب بخش خصوصی همواره با مقاومت این بخش مواجه
خواهد بود.
خلق تشکلهای تعاونی یک اقدام تصدیگرانه نیست بلکه نیازمند متولی است و ناگزیر باید متولی آن باتوجه به مقاومت گروههای ذی نفع، دولت باشد. در واقع در تعاون باید دولت نقش متولیگری داشته باشد و در عین حال از تصدی دوری کند. بانی کار و تسهیلگر و حامی باشد و در عین حال امکان آزادی عمل دهد. دولت میتواند مردم را دعوت کند که در تشکلات تعاونی سرمایهگذاری کرده و این بخش را
تقویت کنند.
بهتر است که تجمیع سرمایههای خرد مردم بهجای بورس در تعاونیها انجام شود. ویژگیهای منفی بورس کم نیست. ما خلاءهای بازار را میتوانیم شناسایی کنیم و به تعاونیها ماموریت پر کردن خلاهای بازار را بدهیم. کلیه خدمات و محصولات مورد تقاضا در جامعه توسط تشکلات تعاونی قابل تولید هستند. ما میتوانیم با وجود تعاونیها بساط بورس بازی و سفته بازی را جمع کنیم.
بازار سرمایه به دو بخش بازار اولیه و بازار ثانویه تقسیم میشود. بازار اولیه محل تجمیع سرمایههای خرد مردم در واحدهای تولیدی و بنگاههای اقتصادی است. در این بازار افراد در سود و زیان بنگاهها سهیم هستند. ولی بازار ثانویه در بورس عملا بازار در حکم قمار است که گاه هیچ چیز مادی مشخصی مورد معامله در آن قرار نمیگیرد. دعوت مردم به خرید اوراق بهادار حجم بازار ثانویه
را تغییر میدهد.
سایت خبری تحلیلی کسب و کار استارت آپ | کارآفرینی | دانش بنیان | اقتصاد