صفحه اصلی / اسلایدر / کیش و مات سفته بازان ارزی
دلار

دلار از مرز روانی 24 هزار تومان نیز سقوط کرد

کیش و مات سفته بازان ارزی

کسب و کار نیوز - بازار ارز در آخرین روز هفته نیز نتوانست از کف قیمتی بلند شود و به سوی نقاط حمایتی جدیدی حرکت کند؛ دلاری که جهش قیمتش به بالای 32 هزار تومان هر بیننده ای را خیره می کرد، اکنون بی سر و صدا می رود تا سرشکسته مرز 24 هزار تومان را حفظ کند.

میناسادات حسینی
به گزارش کسب و کار نیوز، بازار ارز در آخرین روز هفته نیز نتوانست از کف قیمتی بلند شود و به سوی نقاط حمایتی جدیدی حرکت کند؛ دلاری که جهش قیمتش به بالای ۳۲ هزار تومان هر بیننده ای را خیره می کرد، اکنون بی سر و صدا می رود تا سرشکسته مرز ۲۴ هزار تومان را حفظ کند.
برخی از معامله گران فنی همواره از مرز ۲۴ هزار تومانی به عنوان سد بتونی دلار یاد کرده اند و اعتقاد دارند این ارز به راحتی به زیر آن نخواهد رفت. با این حال، نباید از خاطر برد که در ابتدای هفته، کمتر معامله گری تصور می کرد که قیمت دلار از مرز ۲۶ هزارتومان پایین بیاید یا پس از برخورد به نقطه ۲۵ هزار و ۵۰۰ تومانی، افزایشی نشود.
در کنار این گفته می شود که پس از ساعت ۳ بعدازظهر روز پنجشنبه در برخی معاملات پشت خطی، دلار در حوالی ۲۴ هزار و ۷۵۰ تومان مورد خرید و فروش قرار گرفت.
بازار ارز در طول هفته تعطیلات، روندی کاهشی را ثبت کرد. به نظر می آید سطوح نزدیک به ۳۰ هزار تومان کاملا از دست رفته و احتمال اینکه بازار به نزول ادامه دهد، قوت گرفته است.
بازار ارز در یک مسیر بدون هیجان، به مرور از کانال ۲۸ تا ۲۴ هزار تومان را طی کرد. پیش از این هم بسیاری انتظار داشتند که پس از انتخاب «بایدن» به عنوان رئیس جمهور آمریکا، بازار ارز از تب و تاب بیفتد. فعلا در عمل هم همین اتفاق افتاد و روز پنج شنبه دلار در کانال ۲۴ هزار تومان دوام آورد. حرکت آهسته دلار باعث شده تا بازارساز هم کنترل بیشتری بر بازار داشته باشد.
به نظر می آید جنگ اصلی در کانال ۲۴ هزار تومان در پیش است. هنوز دلار نتوانسته از سطح مهم ۲۴,۷۵۰ تومان به سمت پایین تثبیت دهد. احتمال دارد هر چه به سمت کف ۲۴ هزار تومان نزدیک تر شود، از آن سمت موج جدیدی از خریداران نیز وارد بازار شوند. باید توجه کرد که حافظه معامله‌گران می گوید که ۲۴ هزار تومان حمایت مهمی برای بازار ارز محسوب می شود. به همین دلیل، در این سطح به دلیل اتمسفر روانی بازار، خریدها افزایش می یابد. اگر خریدها افزایش یابد و سطح فروش نیز در حجم فعلی باقی بماند، برگشت دلار از کانال ۲۴ هزار تومان محتمل است. اما آیا در مقابل می توان نیروی دیگری را متصور بود؟
«کسب و کار» در گفتگو با دو کارشناس، چشم انداز مهم ترین متغیر اقتصادی ایران را بررسی می کند.

معادله جدید بازار ارز

امرالله امینی، اقتصاددان
قیمت ارز در کشورهای مختلف تحت تاثیر دو اقدام ازسوی دولت است؛ سیاست های پولی و مالی. هرچه نقدینگی و تورم در کشوری افزایش یابد، نرخ ارز بالا می رود. در حال حاضر با توجه به تغییراتی که در آمریکا صورت گرفته، در یک سناریوی خوشبینانه احتمال می دهیم وضعیت اقتصادی در کشور بهتر شود. در این سناریوی خوشبینانه، کسری بودجه و دست درازی دولت به چاپ پول کم شود و به تبع نرخ ارز پایین می آید. نکته دوم نقش انتظارات تورمی است که در حال حاضر انتظارات مردم یک انتظارات خوشبینانه است. زمانی که انتظارات کاهش یابد؛ یعنی مردم به آینده خوشبین شوند، تورم و به تبع نرخ ارز پایین می آید.
چشم انداز بازار ارز در آینده ای نه چندان دور این است که نرخ مهم ترین متغیر اقتصادی در کشور ما در بازه ۱۵ تا ۲۰ هزار تومان می ماند. به تبع تورم کاهش یافته و اگر تحریم ها کم شود و دولت خود را کوچک کند وضعیت اقتصادی بهبود خواهد یافت. البته این روند به عمر دولت فعلی قد نمی دهد. از طرفی دلارهای خانگی و بلوکه شده در کشورهای خارجی وارد بازار می شود؛ اما یادمان باشد که این مجموعه یک برآیند است؛ به این معنا که یک سری اقدامات خوبی در حال انجام است و یک سری اقدامات بد هم ازسوی دولت انجام می شود. حتی در روزهای تعطیلی، قیمت مواد غذایی و کالاهای مصرفی مردم افزایش یافته است.

بازندگان ریزش دلار

لطفعلی بخشی، اقتصاددان
بیشتر فعالان بازار ارز به دنبال سفته بازی هستند که ارز بخرند و به قیمت بالاتر بفروشند. این افراد به شدت اخبار را دنبال می کنند تا بتوانند تفسیری در مورد چشم انداز این بازار داشته باشند. چشم انداز پیش رو برای این افراد چیست؟ در آمریکا «بایدن» رئیس جمهور شده و تیم او همان تیمی است که در برجام بودند و نظرشان در مورد برجام مثبت است و مرتب نیز اعلام می کنند که ما به برجام برمی گردیم. برگشت آمریکا به برجام به این معناست که ایران دومرتبه می تواند حدود ۲ میلیون بشکه نفت بفروشد. وقتی نفت ایران تحریم شد، دولت از این درآمد ارزی محروم شد. طبیعتا عرضه ارز در کشور به شدت کاهش پیدا کرد. به همین دلیل قیمت ارز به شدت بالا رفت. حالا که چشم انداز از دید عده ای این گونه است که تحریم نفت حذف می شود و دو مرتبه ما نفت خواهیم فروخت و عرضه ارز به روال سابق برخواهد گشت، طبیعتا مساله کمبود ارز به صورت قبلی مطرح نیست و قیمت ارز نزولی است. با توجه به این چشم انداز، کسانی که ارز را خریده بودند که به قیمت بالاتر بفروشند در حال حاضر آن را به قیمت های پایین تر می فروشند چون چشم انداز و تحلیل آنها این است که قیمت ارز ممکن است از این هم پایین تر بیاید. این چشم انداز با تکیه زدن «بایدن» به صندلی ریاست جمهوری جنبه واقعی می گیرد. رئیس جمهور نوورود آمریکا به برجام برمی گردد؛ اما ممکن است شرط و شروط هایی بگذارد که این روند را دشوار کند. بنابراین دومرتبه این وضعیت دچار نوسان خواهد شد. در واقع گروه هایی که از این محل می خواهند ارز بخرند و بفروشند، با توجه به این چشم انداز تصمیم می گیرند که ارزهای خود را به بازار عرضه کنند.
گروه دوم گروهی هستند که دست به خرید دلار می زنند زیرا تحلیلشان این است که «بایدن» قصد بازگشت به برجام را دارد؛ ولی تحریم ها به این راحتی لغو نخواهد شد. طبیعتا از نظر آنها زمان خوبی است که ارز را به قیمت پایین بخرند و در زمانی نه چندان دور به قیمت بالاتر بفروشند. بنابراین اینجا بحث قیمت های انتظاری برای ارز است که افراد این چشم انداز را چگونه می بینند. پس آنها که می فروشند چشم انداز را مثبت می بینند که به زودی فروش نفت ایران و عرضه ارز افزایش می یابد و قیمت ارز سقوط می کند ولی در مقابل کسانی که معتقدند تحریم نفت ایران لغو نخواهد شد جزو گروه هایی هستند که در صف خرید قرار می گیرند.
چشم انداز منطقی این است که حتی اگر آمریکا تحریم های ما را لغو کند و ما بتوانیم دوباره نفت بفروشیم، وصول پول آن چندان آسان نیست زیرا جزو اف‌ای‌تی‌اف (FATF) نیستیم و در لیست سیاه آنها قرار داریم. بنابراین حتی اگر نفت هم بفروشیم، وصول پول آن چندان راحت نخواهد بود. قیمت دلار به ده ها پارامتر وابسته است که ما خبر نداریم. بنابراین پیش بینی نرخ آن در آینده بدون در نظر گرفتن این پارامترها راه به خطا خواهد بود. از طرفی اطلاعات ما بسیار محدود و در حد اطلاعاتی است که از رسانه ها منعکس می شود. خیلی از دولت های جهان و ازجمله دولت فعلی کشور تمام سیاست های خود را در رسانه ها جار نمی زنند. این تحلیل ها برمبنای اطلاعات محدود است یعنی قطعا دولتمردان ایرانی و آمریکایی خبرهای بیشتری دارند ولی منطقا تمام اطلاعات خود را در اختیار رسانه ها نمی گذارند. بنابراین باید در انتظار بنشینیم و ببینیم که روند وقایع به کدام سو خواهد رفت.

همچنین مطالعه کنید:

بار تورمی افزایش یارانه ها

میناسادات حسینی به گزارش کسب و کار نیوز، پرونده جدید افزایش یارانه ها در حالی …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *