صفحه اصلی / اسلایدر / شوک ارزی با تصمیمات یک شبه

نرخ دلار در صرافی‌ها ۲۲۹۴۷ و در بازار آزاد به 25750 رسید

شوک ارزی با تصمیمات یک شبه

کسب و کار نیوز - به طور مستمر و مرتب دستگیری اخلالگران ارز و سکه را دنبال می‌کنیم و در این رابطه نیز روز گذشته ۱۲ نفر را بازداشت کردیم و مقادیر زیادی وجوه خارجی و دستگاه پوز از آنها کشف شد.

میناسادات حسینی
به گزارش کسب و کار نیوز، قیمت دلار در حالی روز چهارشنبه در بازار آزاد به ۲۵۷۵۰ تومان رسید که به نظر می رسد سیاست های بانک مرکزی برای کنترل این سرکشی نخ نما شده است. شب چهارشنبه رئیس کل بانک مرکزی در پیامی به طور ناگهانی اعلام کرد که پس از پایان یافتن معاملات روز سه شنبه در بازار ارز، دو خبر مهم دارد: اول حذف سهمیه ۲۲۰۰ دلاری برای هر کارت ملی و دوم وعده کاهش فاصله نرخ رسمی و بازار آزاد.
سرکشی قیمت دلار در بازار آزاد و اختلاف آن با بازار آزاد زمینه‌ساز توزیع رانت وسوسه‌انگیز حداقل چهار میلیون تومانی در بازار ارز شد. برخی این مبلغ را تا ۶ میلیون تخمین زدند. روزهای دوشنبه و سه‌شنبه سودای کسب سود برای افرادی که سهمیه ۲۰۰۰ یوروئی (یا معادل آن) سالانه خود را دریافت نکرده بودند، بالا گرفت و صف‌های طولانی مقابل صرافی‌ها تشکیل شد.

متقاضیان غیرواقعی دست خالی از صرافی ها برگشتند

اما سه‌شنبه شب رئیس کل بانک‌ مرکزی در یادداشت اینستاگرامی خود آب پاکی را روی دست مردمی ریخت که دو شب را تا صبح مقابل در صرافی‌ها به صبح رسانده بودند. او در این پیام نوشت: «در دو سال گذشته سیاست بانک مرکزی حضور در حاشیه بازار برای جلوگیری از سفته‌بازی بوده‌است، این امر موجب کاهش نوسانات و ثبات بازار و تعدیل تدریجی نرخ ارز بوده است، این سیاست را از فردا (۴ شنبه) نیز با قدرت ادامه خواهیم داد.»
از چهارشنبه به استناد همین تصمیم فروش اسکناس از محل سایر کد (۲۴) تا اطلاع ثانوی از سیستم سنا حذف شد. بدین ترتیب فروش ۲۰۰۰ یورو و یا معادل آن به سایر اسعار به هر دارنده کارت ملی در سال منتفی اعلام شد. در واقع همتی در حالی اظهار می‌کند به دنبال حضور پرقدرت در بازار ارز و مبارزه با سفته‌بازان است که عامل آربیتراژ ایجاد شده در نرخ ارز و به دنبال آن تشکیل صف‌های طویل خرید دلار خود بانک ‌مرکزی بوده است.

فنر ارز رها شده است

با توجه به شرایط حاکم بر اقتصاد کشور، عوامل اثرگذار بر بازارهای طلا و ارز را می‌توان در موارد زیر خلاصه کرد: کاهش میزان بازدهی بازارها، کاهش درآمدهای ارزی، کسری بودجه دولت، انتظارات تورمی. کارشناسان معتقدند با توجه به وضعیت این عوامل، انتظار بر این است تمام عوامل یادشده در سال‌جاری فعال بوده و در نتیجه آن، بازارهای طلا و ارز روند صعودی را داشته باشد. نکته مهم و کلیدی آن است که بازار ارز در نتیجه افزایش تورم در اقتصاد کشور، حداقل به همان میزان با افزایش قیمت بیشتری مواجه خواهد شد. این در حالی است که با توجه به منفی شدن بازدهی بازار سهام در یک ماه اخیر، احتمال افزایش قیمت ارز در ماه‌های پیش‌رو افزایش یافته است.
«کسب و کار» در گفتگو با یک کارشناس، چشم انداز پیش روی بازار ارز را بررسی می کند.

زنگ خطر بحران در اقتصاد

سهراب دل انگیزان، اقتصاددان
در اقتصاد چند مساله جدی وجود دارد و مهم ترین مساله جدی اینکه بانک ها و نظام بانکی همچنان به شدت در حال خلق پول هستند. از طرفی سیستم بودجه ای کشور اصلاح نشده است. همچنین قانون بانکداری مرکزی اصلا اصلاح نشده مبتنی بر اینکه نظارت و نوع کار یا نوع ارتباطش را با بانک های تجاری به گونه ای مستحکم بکند تا آنها نتوانند سوءاستفاده کنند. قاعدتا هر روز ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ میلیارد تومان خلق پول صورت می گیرد. این پول وارد بازار می شود و در دست مردم به گردش درمی آید. وقتی این نقدینگی وارد جامعه می شود، جمع و در طول یک ماه ۷۰ هزار میلیارد تومان می شود و این ۷۰ هزار میلیارد تومان عدد بسیار بزرگ و خطرناکی است که وارد جامعه می شود و می چرخد و همه چیز را به هم می ریزد. زمانی که وارد بازار کالا می شود به تورم شدید منجر می شود. بخشی از آن وارد بازار مسکن می شود و به افزایش قیمت مسکن دامن می زند. بخشی دیگر وارد بازارهای دیگر می شود و هر کدام افزایش خاص خود را دارد. این اتفاق در مورد قیمت خودرو، ارز، طلا و.. اتفاق می افتد. در کنار این مساله یک اتفاق جدید دیگر هم در اقتصاد به علت دو نکته اساسی افتاده است؛ یکی نااطمینانی شدیدی که در بازار سرمایه اتفاق افتاده و انتظارات تورمی شدیدی که مردم دارند. اگر این مورد را با هم تجمیع کنیم می توانیم بگوییم تمام پول هایی که از بازار سرمایه فرار می کند قاعدتا وارد بازار خریدهای کوچک سرمایه ای یا حقیقی می شود. خریدهای کوچک به معنای خریدهای زیر ۲۰۰ میلیون تومان. بخش قابل توجهی از مردمی که وارد بازار سرمایه شدند همه مردمی بودند که وام های ۵۰، ۱۰۰، ۱۵۰ و ۲۰۰ میلیون تومان داشتند یا پس اندازی در همین میزان داشتند و وارد بازار سرمایه شدند و الان با کمی سود یا ضرر دارند برمی گردند. این افراد نمی خواهند ریال نگهداری کنند. بخش قابل توجهی از آنها سرمایه خود را وارد بازار خودرو می کنند زیرا خودرو خود را فروخته اند و می خواهند دوباره خودرو بخرند. بخشی از این پول فراری به بازار طلا مراجعه می کند تا کاهش ارزش ریال به سرمایه او صدمه نزند و بخشی ورود پیدا می کند به بازار ارز برای اینکه نااطمینانی به اقتصاد دارد. وقتی مردم نااطمینانی به تصمیم مدیران بالا و تصمیم گیری مدیریت کلان در اقتصاد کشور داشته باشند قاعدتا به عناصری که ذخیره دارایی بهتری هستند پناه می برند. این سرمایه های کوچک به این بخش مراجعه می کنند و سرمایه های بزرگ تر از ۵۰۰ میلیون تومان نیز به سراغ بخش مسکن می روند و لذا همه اینها دارد اتفاق می افتد و مجموع اینها با هم یعنی ما در بازار دارایی ها منهای بورس که هنوز در آن وحشت وجود دارد و آن وحشت تخلیه نشده است قاعدتا باید انتظار داشته باشیم هر روز این دارایی های حقیقی افزایش قیمت داشته باشند. حالا با سیاست های روزانه در بازار ارز نمی توانید جلوی این افزایش را بگیرید زیرا یک موضوع بزرگ بوده و در بلندمدت اتفاق افتاده است. با رفتارهای هیجانی هم نمی شود این حوزه را کنترل کرد، بلکه باید در وهله نخست به مردم اعتماد و اطمینان داد. همچنین در وهله دوم یک اصلاح در سیستم بانکداری مرکزی، سیستم بودجه ریزی و سیستم بانکداری تجاری انجام داد که با این اصلاحات اعتماد مردم جلب شود که آینده بهبود پیدا کرده، نظام مالیات ستانی تقویت شده در عین اینکه درست مالیات می گیرد اما محکم هم بگیرد. نظام بانکداری تجاری را جوری تنظیم کرد که آزادانه مثل یک جزیره مستقل هر کاری خواست انجام ندهد و زیر یوغ بانک مرکزی و برنامه های این بانک باشد. بانک مرکزی در اختیار بودجه دولت نباشد. بانک مرکزی کاملا مستقل باشد و وظایف خود را انجام بدهد و تامین کسری بودجه دولت را از طریق کانال فروش اوراق خزانه انجام بدهد نه هر کار دیگری به گونه ای که بتواند این اوراق خزانه وضعیت مشخصی داشته باشد و شما به مقدار اوراق خزانه که می فروشید پول از دست مردم یا خریداران بیرون بیاورید، نه اینکه نظام بانکی را مجبور کنید که اوراق خزانه بخرد. نظام بانکی نیز از محل خلق پول اوراق خزانه را بخرد و این بدترین شیوه ای است که اتفاق افتاده است. لذا با همه این اوصاف باید یک فکر اساسی در این حوزه اتفاق بیفتد نه اینکه سیاست های روزانه اعمال کنیم. اقتصاد را که نمی شود با سیاست های روزانه مدیریت کرد. اقتصاد را باید با یک قاعده جلو برد و آن قاعده مستحکم بشود رفتار و روشی که شما سال ها بر آن تمرکز کنید تا اقتصاد را به سامان بیاورد. تمام دنیا می داند که قاعده باید اصل باشد نه تشخیص های روزانه. قاعده درست، انتخاب نرخ رشد نقدینگی ثابت و زیر ۱۰ درصد و ماندن و پایداری روی آن است. این در حالی است که دولت و سیستم های دیگر اعتقادی به این رفتار ندارند پس ما همچنان منتظر بحران های بعدی هستیم.

همچنین مطالعه کنید:

نرخ ماسک در داروخانه؛ ۱۳۰۰ تومان

به گزارش کسب و کار نیوز، بر اساس این اطلاعیه هدف از این اقدام که …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *