صفحه اصلی / اسلایدر / چشم انداز توافق ایران و چین
ایران و چین

آیا سیاست چرخش ایران به شرق، صنایع ما را از فشار تحریم نجات می دهد؟

چشم انداز توافق ایران و چین

کسب و کار نیوز - «فقط همین موضوع که دلواپسان و کاسبان تحریم، در یک جبهه علیه این توافق هستند خود گواه عالی بودن این توافق برای مردم و جوان هاست!»

میناسادات حسینی

به گزارش کسب و کار نیوز، این سخنی است که برخی عسر و حرج توافق ۲۵ ساله ایران و چین را بر عیار آن می سنجند. در حالی که این توافق همانند بسیاری دیگر از توافق ها هنوز ناگفته هایش بیشتر از گفته هایش است و موارد مغفول زیادی دارد که برای دادن یک حکم کلی زود است. بد نیست بدانیم آنچه موجب تمایل چین برای همکاری با ایران است موقعیت جغرافیایی استراتژیکش است. برای اینکه به این پتانسیل بالای ایران پی ببریم، کافی است که نقشه کشور ایران را در نقشه کره زمین، حذف کنیم، آنگاه می توان دید که کل خشکی های کره زمین در ناحیه ایران، از اقیانوس هند تا حدود قطب شمال به دو نیمه جدا تقسیم می شود! و این موقعیت عالی استراتژیک ایران است که این دو نیمه را به هم وصل می کند. توافق ایران و چین جزئی از پروژه احیای جاده ابریشم است که موقعیت ایران را ارتقا می دهد، هم از نظر اقتصادی و هم سیاسی و هم تنها بندر اقیانوسی ایران –بندر چابهار – را وارد چرخه اقتصادی کشورهای مشترک المنافع بعد از روسیه می کند. با وجود اینکه هنوز زمینه های همکاری و سرمایه گذاری چین در ایران هنوز مشخص نشده این نظر مطرح می شود که چین به دنبال ایجاد راه ابریشم جدید است تا کالاهایش را به بازار اروپا و روسیه برساند. در نتیجه سرمایه‌گذاریش صرفا در جاده، بنادر و راه آهن است و همینطور برای تأمین مواد اولیه کارخانجاتش در منابع ایران سرمایه‌گذاری می کند، درحالی که مشکل امروز ما جاده و بندر و فروش نفت نیست بلکه تأسیس کارخانجات تولیدی و صادرات تولیدات به سایر کشورها و رهایی از وابستگی به نفت است و در نتیجه رسیدن به رؤیای تبدیل شدن به یک کشور تأثیرگذار در اقتصاد بین‌الملل. اما هیچکدام از موارد سرمایه‌گذاری چینی ها در بخش تولید نیست بلکه فقط به ایران به چشم تأمین کننده منابع مورد نیاز کارخانه هایش و نیز مسیری برای صادرات به ایران و دیگر کشورها نگاه می کند.

توافق ایران و چین یا قرارداد ایران و چین؟

این اتفاق بین ایران و چین یک «توافق» است و نه یک «قرارداد» در حقیقت توافق‌ها پیش از امضا و انعقاد قراردادها صورت می‌گیرند. در توافق دو طرف بر سر کلیات همکاری با یکدیگر موافقت می‌کنند و پیشنهادها و توصیه‌هایی را در متن توافق می‌نویسند. از این رو توافق الزامی برای اجرا نخواهد داشت. در مورد ایران و چین هم صرفا توافق صورت گرفته و هنوز قراردادی بین دو طرف به انجام نرسیده که ایران را ملزم به انجام کاری کند.

ایران از این توافق چه سودی می‌برد؟

قرارداد راهبردی ۲۵ ساله ایران و چین، سه مزیت کلیدی برای ایران به دنبال دارد؛ اول اینکه چین یکی از ۵ کشور عضو شورای امنیت سازمان ملل است که حق وتو دارد. روسیه یکی دیگر از کشور‌های دارای حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل است که در این توافق نیز حقوقی برای این کشور در نظر گرفته شده است؛ بنابراین ایران ۲ عضو دارای حق وتو در شورای امنیت را با این قرارداد در کنار خود خواهد داشت.

مزیت دوم قرارداد ۲۵ ساله با چین برای ایران این است که در نهایت باعث می‌شود تولید نفت و گاز ایران در سه میدان کلیدی کشور افزایش پیدا کند. چین توافق کرده روند توسعه فاز ۱۱ میدان گازی پارس جنوبی را سرعت ببخشد. شرکت ملی نفت چین (CNPC)، هنگامی که توتال فرانسه به دلیل تحریم‌ها ایران را ترک کرد، سهام ۵۰.۱ درصدی توتال را به سهم ۳۰ درصدی خود در پروژه توسعه پارس جنوبی اضافه کرده است.

سود نهایی ایران از توافق بلندمدت با چین در جایی است که چین پذیرفته واردات نفت از ایران را افزایش دهد. منبع خبری سایت پترولیوم اکونومیست به آمار‌های عددی دیگری در این توافق اشاره کرده که شامل نگهداری بشکه‌های نفت بیشتر بر روی شناور‌های اطراف چین بدون نیاز به انبار شدن در گمرک است که مانع از نمایش اماری آن در داده‌های گمرک خواهد شد، اما در واقع بخشی از ذخایر استراتژیک نفت چین خواهند بود.

ابهامات توافق ایران و چین

لطفعلی بخشی، اقتصاددان

زمانی که یک کشور ضعیفی که در موقعیت دشواری قرار دارد با یک کشور قوی قرارداد می بندد، طبیعی است که معادله ای نابرابر شکل می گیرد. کشور ما برخلاف ادعاهایی که می کند، کشور ضعیفی است و در صحنه بین المللی هیچ دوست و طرفداری ندارد. چین به عنوان قدرت دوم جهانی دست پری دارد که طبیعتا برای دادن این امتیاز به ما از ایران امتیاز زیادی خواهد گرفت. این قرارداد بسیار کلی است و وقتی قراردادی گوشه های باز زیاد داشته باشد به نفع طرف قوی تر است که به میل خودش تفسیر می کند و طرف ضعیف تر دستش به جایی بند نیست. یکی از بزرگ ترین اشکالات این قرارداد این است که اذعان دارد که چین سرمایه گذاری می کند؛ ولی مطلقا مشخص نیست در چه زمینه هایی. این در حالی است که در کشور ما در برخی زمینه ها صنایع داخلی خوبی داریم ولی در برخی دیگر نیازمند سرمایه گذاری خارجی هستیم. در این قرارداد زمینه همکاری مشخص نیست و ممکن است طرف چینی در زمینه ای سرمایه گذاری کند که ما خوب هستیم. از این گذشته روش چینی ها به این گونه است که کارگر و همه تجهیزات مورد نیاز را با خود می آورند. به طور مثال طرف چینی می گوید ما می خواهیم صنایع کفش سازی بیاوریم. اگر این زمینه ها را مشخص نکرده باشیم و طرف چینی به نفع خودش تفسیر کند ما دچار گرفتاری خواهیم شد. این است که حتما زمینه های سرمایه گذاری باید مشخص باشد. بحث مهم تر دیگر این است که طرف چینی حق ندارد با هر قیمتی خواست نیرو و تجهیزات خود را به ایران بیاورد. بلکه باید با قیمت های بین المللی وارد شود و با کالاهای مشابه قابل رقابت باشد. طرف چینی از ما نفت را با تخفیف ۳۰ تا ۴۰ درصد می گیرد و هرگاه دلش خواست به ما می دهد و پول آن را نیز در ایران به میل خود سرمایه گذاری می کند تا با سودی که خودش می خواهد ببرد. بنابراین بایستی این سرمایه گذاری حتما با نظر دولت ایران باشد و در زمینه هایی باشد که دولت ایران علاقه مند است، نه در زمینه هایی که طرف چینی علاقه مند است. بنابراین این قرارداد بسیار جای بحث دارد و اگر همین گونه نکات آن باز بماند به نفع طرف چینی و به ضرر طرف ایرانی خواهد بود. به هر صورت باید دولت ایران تعیین کند که در چه زمینه هایی طرف چینی سرمایه گذاری کند و از آن مهم تر اینکه قیمت هایشان باید در سطح بین المللی و از نظر کیفی قابل رقابت باشد. ممکن است صنعتی را که ما داریم به چند برابر قیمت به ایران بیاورد که آن زمان هم دست ما به جایی بند نیست. این دو نکته قابل ذکر است. البته ناگفته نماند که با توجه به خصلتی که در دولتمردان ایران و چین هست، بعید می دانم برای ایران امتیازی داشته باشد.

تکرار تجربه تلخ همکاری با چینی ها؟

محمدرضا زهره وندی، رئیس کمیسیون صنعت و معدن اتاق بازرگانی تهران

اگر سرمایه گذاری چینی ها به طور مستقیم در ایران انجام شود؛ به این معنا که شرکت های چینی، شریک تجاری ایرانی داشته باشند و جوین ونچر شوند و در مقابل نیروهای کار متخصص و غیرمتخصص ایرانی مشارکت کنند به طور قطع باعث رشد می شود. در هر کشوری سرمایه گذاری منطقی انجام شود باعث رشد آن کشور می شود؛ ولی اگر این همکاری در چارچوب فروش محصول باشد یا طرف چینی بخواهد که ما واگذاری هایی داشته باشیم، به صورت وام یا به صورت های دیگری باشد که ایران نقش زیادی در آن ها نداشته باشد، رشدی ایجاد نمی شود. به نظر می رسد در بخش صنعتی درهای دیگر به روی مان بسته شده است. این در حالی است که خیلی از واردات ما در بخش های صنعتی، مواد اولیه و تجهیزات از چین انجام می شود. به طور مثال در صنعت آسانسور اگر شرکت های چینی سرمایه گذاری کنند و این سرمایه گذاری به گونه ای باشد که کارخانه هایی ایجاد و تولیداتی انجام شود و نیروهای زبده ایرانی در این صنایع استفاده شوند ما این قابلیت را در این صنعت داریم که هاب منطقه شویم و از اینجا صادراتی انجام شود. بنابراین ارزش افزوده هم برای ما خواهد داشت و می توانیم بازارهای جدیدی پیدا کنیم  و رشد ایجاد می شود. ولی اگر فقط صرف یک سری واگذاری ها باشد عملا سودی برای ایران نخواهد داشت. به طور مثال گفته می شود ماهیگیری در دریای عمان و خلیج فارس به چینی ها واگذار شده؛ اما نقش ایران در آن چه بود؟ فقط گرفتن یک اجاره بها؟ چنین توافق هایی حتی به ضرر ایران خواهد بود؛ ولی اگر سرمایه گذاری باشد و اشتغالزایی ایجاد و صادرات در کنار آن انجام شود و رشد اقتصادی برای ایران ایجاد کند خیلی هم خوب است. اگر بتوانیم از این قرارداد درست استفاده کنیم و در استفاده از آن هوشمند باشیم شاید بتوانیم رشد کنیم. فراموش نکنیم که طرح این مساله شاید به نوعی یک بازی سیاسی باشد تا مسائلی را مطرح کنند که به گوش رقبای چین برسد که ایران می خواهد با چین قرارداد ۲۵ ساله ببندد. شما کجایید؟

همچنین مطالعه کنید:

کامران

یکه تازی تورم با حمایت دولتی از بورس 

سرمقاله-  بانک مرکزی گرچه برای دستیابی به تورم ۲۲ درصدی هدف گذاری کرده بود؛ اما …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *