صفحه اصلی / سرخط خبرها / هدف گذاری صحیح برای اخذ مالیات از بسازوبفروش ها

منصور غیبی، کارشناس مسکن

هدف گذاری صحیح برای اخذ مالیات از بسازوبفروش ها

کسب و کار نیوز - زمانی که دولت، مجری، قانون گذار یا سیاست گذار اعلام می کند که ذی نفعان یک طرح یا مخاطبان برای دادن مالیات خوداظهاری کنند، یک نشان مهم دارد و آن نشان این است که من توانایی شناسایی شما را ندارم.

یادداشت- 
در مورد اخذ مالیات از بساز و بفروش های مسکن یک ضعف ساختاری و سیستمی اداری و قانونی ما این است که ابتدا این افراد را قبل از اینکه به این مرحله و رشد برسند باید درست سازماندهی و آنها در نظام اقتصادی مان تعریف می کردیم. آنگاه به آنها مجوز می دادیم. اینها پیش از این قابلیت حقوقی، ردیابی و اساسنامه ای می داشتند تا ما در چنین روزی نمی گفتیم که خود را اظهار کنید. نکته دوم اینکه ما چه طیفی را بساز و بفروش می گوییم. آیا شرکت های ساختمانی که مجوز دارند یا انبوه سازانی که گرید دارند و تحت یک امور صنفی و مشخص کار می کنند، شامل مالیات بساز و بفروش ها می شوند؟ قاعدتا این نوع شرکت ها از این طرح خارج اند چون شرکت مربوطه و انبوه ساز، اظهارنامه مالیاتی خود را در قالب یک شرکت حقوقی ابراز و سالانه مبلغ مشخصی را به عنوان مالیات پرداخت می کند. در این نوع رفتارها فرار مالیاتی روی حداقل هاست. یعنی این شرکت ها از قبل شناسایی شده اند و قابلیت ردیابی دارند؛ ولی افرادی که باور عموم و باور عمومی اجتماعی ما به عنوان بساز و بفروش از آنها تعریف می کند، ممکن است فردی باشد که تا دیروز مغازه قصابی داشته، آن را جمع کرده و ملک می سازد و می فروشد نه این افراد که صلاحیت فنی شان از طریق یک مرجع مثل سازمان برنامه و بودجه تایید شده و نه شهرداری ها آنها را به عنوان یک پیمانکار تاییدشده شهرداری ارزیابی کردند و نه سازمان نظام مهندسی به آنها به عنوان مجریان اصلی، پروانه ساخت و ساز داده است. این در حالی است که در فضای حاکم بر ساخت و سازها هر فردی پول هنگفتی داشته از شهرداری درخواست جواز برای ساخت کرده است. احتمالا مخاطب این طرح این طیف است که شناسایی آنها سخت است چون افراد حقیقی وارد کار ساخت و ساز شده اند و این نمونه آماری کم نیست یعنی اگر شما پروانه های ساختمانی که در شهرداری و مناطق مختلف تهران و شهرستان ها صادر می شود را نگاه کنید، متقاضی بخش حقوقی و شرکتی در حداقل موضوع است و افراد حقیقی بیشترین متقاضی اند. پیمانکاران یا سازندگان یا به اصطلاح همان بساز بفروش هایی که در جامعه ما هستند اولین درخواستی که برای کار می دهند به شهرداری است. از همان جا باید ممیزی و شناسایی می شدند و شهرداری به آنها اعلام می کرد که «سازنده محترم! من پرونده های باز مناطق اجرایی را رصد کردم. شما ۳ پروژه عملیاتی دارید که هنوز اتمام عملیات سفت کاری آن گزارش نشده است. پس من پروانه ساخت جدید را صادر نمی کنم. باید یکی را تکمیل و سپس درخواست بدهید.» هر کسی به هر تعداد پروانه ساخت درخواست کرده، بدون محدودیت از شهرداری اخذ کرده است. طبیعتا ما نمی توانیم افرادی که توانمند هستند را شناسایی کنیم، افراد عادی به راحتی قراردادهای مشارکت در ساخت با مالکان می بندند و آنها را به مشکلات و گاها به مسائل حقوقی و دادگاهی می کشانند که توانایی حل آن را ندارند. بازتاب آن در جامعه این می شود که این افراد ما را به مشکل انداخته اند. انتظار این است که نظام اجرایی دولت و مجلس این افراد را از مجاری ای هدایت، شناسایی و معرفی کند که هویت، توانمندی فنی، صلاحیت علمی، تیم اجرایی، ماشین آلات و ابزار آنها تعریف شود و اگر حقیقی است یک کارت اجرایی برای او صادر کنند که ما شما را شناسایی کردیم و این هم تاییدیه سازمان نظام مهندسی. هرچند در عمل اخذ این مالیات روی قیمت تمام شده مسکن تسری می یابد؛ اما عواید مثبت آن، این است که افرادی شناسایی می شوند که صلاحیت اخلاقی و رفتاری و شناخت نظام مالیاتی کشور و درک شان از اینکه در یک اجتماع مشترک و همزیست با آدم هایی زندگی می کنند که پرداخت مالیات به مفهوم یک زندگی بهتر اول برای خود و بعد برای هموطنان است می باشد. به تبع ما از این فضا فرهنگ سازی می کنیم. این نوع رسیدن به این نوع فرهنگ و خواسته ابتدا ممکن است هزینه هم داشته باشد و در عنفوان آن حرکت هزینه های این چنینی هم شود ولی این افراد الک می شوند تا ما به خاستگاه مناسب فرهنگی برسیم.

همچنین مطالعه کنید:

کامران

یکه تازی تورم با حمایت دولتی از بورس 

سرمقاله-  بانک مرکزی گرچه برای دستیابی به تورم ۲۲ درصدی هدف گذاری کرده بود؛ اما …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *