صفحه اصلی / سرخط خبرها / انعکاس ناترازی های اقتصاد ایران در التهاب بازارها

حسین محمودی اصل، کارشناس اقتصاد و کارآفرینی

انعکاس ناترازی های اقتصاد ایران در التهاب بازارها

کسب و کار نیوز - بسترهای نامناسب اقتصادی زمینه را برای بروز التهابات فراهم می کند و دلیل این امر هم ساختارهای نامناسب اقتصادی شکل گرفته در اقتصاد کشور است.

سرمقاله- 
در حال حاضر ۶ نوع ناترازی در کشور وجود دارد که باعث مشکلات اقتصادی و تورم شده است. ناترازی اول مربوط به ناترازی در ترازنامه بانک مرکزی است و به دلایل مختلف در بخش سرمایه گذاری کاهش را شاهد هستیم و همچنین در بخش تسهیلات شاهد ۱۷ میلیون میلیون ریال تسهیلات جاری و غیرجاری هستیم که نمود این اعداد را در اقتصاد، اشتغال و تولید نمی بینیم. دلیل هم این است که منابع بانکی انحراف داشته و به جای بخش واقعی تولید به دلالی و حضور در بازارهای مختلف راه پیدا کرده و همین امر باعث شده که منابع به تولیدکننده واقعی نرسد و هم اینکه این منابع و تسهیلات با انتقال به بازارهای مختلف باعث تورم شده است. به همین دلیل تورم بخش تولید در سال ۹۸ به ۳۶ درصد رسید که کمر تولید را شکست. تراز بعدی مربوط به تراز بازرگانی است. تراز بازرگانی ما ۲ میلیارد دلار منفی است. صادرات ۴۱ میلیارد دلار و واردات ۴۳ میلیارد دلار. بنابراین ما دچار کمبود ارز برای واردات کالاهای مختلف هستیم حتی مواد اولیه بخش تولید و دارو. این مساله نشان می دهد که تحریم ها تاثیرگذار بوده؛ اما می توانستیم طی دهه های گذشته اقتصاد کشور را از اقتصاد نفتی دور و ساختارهای اقتصادی را مناسب سازی کنیم که این فرصت ها را از دست دادیم؛ اما از این به بعد بایستی به این فکر باشیم.
ناترازی مربوط به بودجه دولت، سومین ناترازی است. درآمدها و هزینه های دولت مناسب نیست. دولت به جای کوچک شدن بزرگ شده و برای شرکت های دولتی برای سال ۹۹، ۱۴۸۰ هزار میلیارد تومان بودجه لحاظ شده است. دولت و شرکت های دولتی بسیار بزرگ شده اند و از سوی دیگر برای بودجه عمومی دولت حدود ۱۵۰ هزار میلیارد تومان کسری وجود دارد که این کسری از طریق استقراض تامین و معمولا باعث خلق پول و تورم شدید می شود.
از طرف دیگر ما شاهد ناترازی در نرخ و حجم نقدینگی و نرخ تولید هستیم؛ به عبارتی وقتی حجم نقدینگی سالیانه ۲۸ درصد افزایش پیدا می کند، به جای آن نرخ تولید یا منفی است یا در حد ۲ تا ۳ درصد. بنابراین به ازای ۲۸ درصد تولید نقدینگی، کالایی تولید نمی شود و این حجم از نقدینگی دچار کمبود در عرضه کالا و درنهایت باعث تورم می شود. موضوع بعدی مربوط به ناترازی نظام مدیریتی و پیچیدگی مشکلات کشور است. مشکلات کشور ما اگر در حد لیسانس باشد، نظام مدیریتی ما سیکل هم ندارد. به عبارتی نظام مدیریتی ما پویا و توانمند نیست و ما از همه توانمندی منابع انسانی کشور استفاده نمی کنیم. نظام مدیریتی ما ارزیابی عملکرد مناسب، پویا و معیارمحوری را ندارد. بنابراین حتی اگر مدیران توانمندی هم داشته باشیم، با توجه به ساختارهای شکل گرفته در نظام مدیریتی به خروجی مناسب نمی رسند.
ششمین ناترازی ما مربوط به نظام مالیاتی ما و اقتصاد کشور ماست. نظام مالیاتی پویایی و چابکی لازم را ندارد و در حد اقتصاد کشور ما به روزرسانی نشده است. به عنوان مثال قانون ارزش افزوده ۹ سال است که تمدید شده و آزمایشی است و این نشان می دهد که فکر و کار مناسبی روی این موضوع نبوده است. ضمن اینکه نظام مدیریتی ما باید بداند که تنها مالیات ستان نیست، بلکه مالیات به عنوان تنظیم کننده، کنترل کننده و هدایتگر رفتار افراد جامعه و به خصوص فعالان اقتصادی است. نظام مالیاتی با مکانیسم، سامانه و فرایندهای شفاف می تواند با مالیات هنگفت در بحث دلالی و سوداگری، انگیزه سوداگری و دلالی را از بازارهای مختلف بگیرد و منابع را با مشوق هایی به سمت تولید هدایت کند؛ اما در این بین و در چنین فضایی التهابات مختلفی که ذی نفعان بازارهای مختلف ایجاد می کنند هم می تواند تاثیرگذار باشد. بسیاری از دلالان و سوداگران در سال های گذشته بسیار قوی تر، پولدارتر و بانفوذتر شده اند و در مقابل افراد دلسوز، وطن پرست و نوع دوست متاسفانه به دلیل اینکه در بازارهای مختلف حضور پیدا نکردند و نتوانستند ارزش پول خود را حفظ کنند، ضعیف تر شدند. ما اینجا هم نوعی ناترازی داریم. سوداگران و دلالان بسیار قوی تر از افراد سالم و دلسوز هستند. بنابراین می توانند در شبکه های مختلف ازجمله در فضای مجازی، فضاسازی و التهاب ایجاد کنند و از طریق ایجاد التهاب به منافع خود برسند و این التهاب را از طریق دلالان و سوداگران در بخش مسکن، ارز و طلا شاهد بودیم و نقطه اوج آن هم مربوط به هدایت نقدینگی به سمت بورس بود که با جریان سازی ها و مسائل مختلفی که ایجاد کردند هراس در دل سهامداران ایجاد کردند تا بورس دچار مشکل شود و منابع به سمت بورس نرود و به سمت بازارهای دیگری برود که این افراد منافع خود را در آنجا می دیدند. به هر حال ما در استراتژی ها و سیاست گذاری هایمان نیز اشتباهاتی داشتیم. ما نرخ سود بانکی را کاهش دادیم و این کاهش نرخ سود بانکی قبل از کانال گذاری های لازم و بسترسازی های مختلف صورت گرفت. سخنگوی دولت گفت : «ما می خواستیم از کاهش نرخ سود بانکی منابع به سمت بورس برود.» اما وقتی شما کانال ها را آماده نکرده اید مانند زمانی است که فلکه صدر را باز کنید. این حجم از آب سیل ایجاد می کند. حتما ابتدا باید کانال های لازم را ایجاد کرد و لازم است که دولت از بخش های مختلف که جزو ارکان دولت هم نیستند، مشاوره بگیرد که تصمیمات مناسبی اخذ کند. کاهش نرخ سود بانکی بدون بسترسازی باعث شد که ۴۵ هزار میلیارد تومان منابع به سمت بورس حرکت کند در حالی که ظرفیت بورس بسیار بیشتر است.

همچنین مطالعه کنید:

رشد بی حساب و کتاب اجاره بها

شایلی قرائی به گزارش کسب و کار نیوز، گرانی قیمت‌ها و اجاره‌های سرسام آوری که …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *