صفحه اصلی / سرخط خبرها / نقش دولت در اکوسیستم استارت‌آپی

امید هاشمی، مدیر واحد کسب‌وکارهای نوین و کارآفرینی اتاق تهران

نقش دولت در اکوسیستم استارت‌آپی

کسب و کار نیوز - حمایت دولت از استارت‌آپ‌ها و فراهم کردن زیرساخت ازسوی دولت دو مقوله جداست.

یادداشت –

این دو مفهوم باید از هم تفکیک شوند. این موضوع را در قالب یک مثال توضیح می‌دهم. برای اینکه یک اکوسیستم نوآوری و استارت‌آپی در کشور به‌وجود بیاید به یک‌سری زیرساخت نیاز است؛ مثلاً اینترنت پرسرعت، فضای آزاد دسترسی به اطلاعات و شفافیت اطلاعات. همچنین لازم است اطلاعات سازمان‌های دولتی در قالب یک‌سری API‌ها در اختیار عموم قرار بگیرد. مثل کاری که در حال حاضر شهرداری تهران کرده است و ۳۰ API را به صورت عمومی منتشر کرد تا استارت‌آپ‌ها بتوانند از آن برای کسب‌وکار خود استفاده کنند. فراهم کردن این زیرساخت‌ها وظیفه دولت است. شما اگر نگاهی به گزارش (Global Innovation Index (GII (شاخص جهانی نوآوری) کنید، یک بخش به عنوان Infrastructure (زیرساخت‌ها) دارد که در آن زیرساخت‌ها، تمام این مسائل مطرح است ازجمله اینکه حاکمیت و دولت چه کمکی در حوزه دسترسی آزاد به اطلاعات می‌کند، چه کمکی به اینترنت پرسرعت می‌کند، یا در حوزه‌های دیگر چه کمکی در حوزه تسهیل شرایط مالیاتی یا اصطلاحاً حقوق دولتی به این شرکت‌ها می‌کند. این موضوعات همه در مورد زیرساخت است؛ یعنی ما زیرساخت را مهیا می‌کنیم که این ایده‌های مبتنی بر فناوری – چه سطح پایین و چه سطح بالا- راحت‌تر بتوانند کار کنند. این وظیفه دولت است که این کار را بکند و باید هم این کار را کند؛ اما یک مساله‌ای تحت عنوان حمایت داریم. واژه حمایت همیشه در مقابل ضعف به کار می‌رود؛ یعنی زمانی که ما صحبت از حمایت می‌کنیم، فرض کردیم که این استارت‌آپ ضعیف است و ما می‌خواهیم او را حمایت کنیم. حمایت در چند چیز می‌تواند اتفاق بیفتد. به طور مثال چرخه تولد، رشد و بلوغ یک استارت‌آپ را در نظر بگیرید. فرض کنید یک‌سری ایده توسط افرادی متولد می‌شود. این افراد کنار یکدیگر یک تیم را تشکیل می‌دهند. این تیم به یک‌سری زیرساخت‌های کسب‌وکاری و یک‌سری زیرساخت‌های عمومی نیاز دارد که بیزینس‌مدل خود را روی مشتریان امتحان کند. سپس به‌تدریج مشتری می‌گیرد و به ترتیب وارد فاز رشد و تامین مالی می‌شود. آنگاه بالغ و به یک کسب‌وکار نوآور تبدیل می‌شود. در این سه مرحله المان‌های مختلف مانند مساله منابع انسانی، تولید ایده، تامین مالی و… داریم. وقتی زیرساخت مطرح می‌شود باید بدانیم یک‌سری زیرساخت‌ها سخت‌افزاری هستند مثل دکل و سوئیچ یا حتی بسترهای نرم‌افزار IPA که من به آنها زیرساخت‌های سخت‌افزاری می‌گویم. یعنی بهتر است به جای زیرساخت‌های سخت‌افزاری زیرساخت فنی بگوییم. یک‌سری زیرساخت فرهنگی و قانونی نیز داریم که اینها را دولت باید تشکیل دهد. به‌طور مثال اگر یک جوان یک یا دو سال بعد از فارغ‌التحصیلی در یک حوزه در یک شتاب‌دهنده کار کند یا در دوران تحصیل شب‌ها بی‌خوابی بکشد و یک استارت‌آپ را راه‌اندازی کند و پس از آن استارت‌آپ او شکست بخورد، آیا این به منزله بخشی از دوره سربازی او می‌تواند قلمداد شود؟ این یک زیرساخت است؛ ولی اینکه هر کسی که یک ایده دارد دولت به او پول، بازار و رانت بدهد، این حمایت است. مساله زیرساخت عمومی است. وقتی صحبت از زیرساخت است یعنی دولت سراغ استارت‌آپ خاصی نمی‌رود. او قانون‌گذاری و زیرساخت درست می‌کند. پس بنابراین دولت نمی‌تواند گزینشی برخورد کند، مثل اینکه بگوید من از «بیدود» حمایت می‌کنم ولی از استارت‌آپ دیگر در این حوزه حمایت نمی‌کنم؛ ولی وقتی صحبت از حمایت می‌شود مساله گزینش و رانت پیش می‌آید. من از اپلیکیشن «سروش» حمایت می‌کنم ولی از اپلیکیشن دیگری حمایت نمی‌کنم. چرا؟ چون یک اتفاقاتی افتاده و این اپلیکیشن از نظر فکری به من نزدیک‌تر است. این حمایت است که هم باعث نابودی استارت‌آپی می‌شودکه حمایت گرفته است زیرا سرعت رشد ارگانیک آن را نابود می‌کند. کسب‌وکار باید دانه‌دانه مشتری جذب کند، جایی که لازم است بتواند مکانیزم بازار و سرمایه‌گذار را متقاعد کند که سود من از کسب‌وکار تو بیشتر است و شما به عنوان سرمایه‌گذار روی من سرمایه‌گذاری کن. این‌گونه کسب‌وکار سعی می‌کند سودآورتر و بهینه‌تر باشد. بهتر رشد کند و در مکانیزم بازار مشتری جذب و رشد می‌کند. در نهایت این کسب‌وکار نوپا سرمایه جذب می‌کند؛ ولی وقتی ما حمایت موردی، مجوز، پول، وام، بازار تضمین‌شده، بخشنامه و قراردادهای انحصاری به این استارت‌آپ‌ها بدهیم و به شرکت‌های دولتی بگوییم ۲۰ درصد خرید شما باید از استارت‌آپ‌ها باشد – مثلاً همه بلیت‌های شرکت‌های دولتی را باید از استارت‌آپ‌های این حوزه بگیرید – بازار و مارکت را در اختیار این استارت‌آپ‌ها بدون اینکه تلاش کنند و مارکت بگیرند، می‌گذاریم. این کار باعث می‌شود آن کسب‌وکار خوب یاد نگیرد؛ یعنی چه آن استارت‌آپ که حمایت گرفته یاد نمی‌گیرد چطور بازار جذب کند و چطور رقابت کند، چه آن کسب‌وکار نوپایی که در این گزینش‌های رانتی حمایت نمی‌گیرد ناامید می‌شود و کسب‌وکار خود را رها می‌کند زیرا مگر دولت چقدر منابع دارد؟ آیا می‌تواند ۲۰ هزار یا ۳۰ هزار استارت‌آپ را حمایت مالی کند و وام بدهد و برای آنها بازار را تضمین کند؟ مسلماً خیر، پس بنابراین بهتر است دولت وارد بازی حمایت نشود و در زیرساخت‌ها وارد شود. به عنوان مثال وزارت راه و شهرسازی ۱۰ سرویس API خود را در دسترس عموم و هر استارت‌آپی به آنها نیاز دارد بگذارد. یا دولت یک قانون زیرساختی یا آیین‌نامه زیرساختی ابلاغ کند. اینها فراهم کردن زیرساخت از سوی دولت است؛ ولی وقتی از حمایت، وام، بخشنامه، تضمین بازار و اینها می‌گوید، این حمایت‌ها هم استارت‌آپ‌هایی که از این حمایت‌ها استفاده می‌کنند را نابود می‌کند و هم آن کسب‌وکارهایی که این حمایت‌ها را نمی‌گیرند را نابود می‌کند.

همچنین مطالعه کنید:

بیژن عبدی

مالیات خواری بورس بازان

سرمقاله- یکی از نکات مهم این است که فرایند شبکه بانکی اصلاح شود. وصل کردن …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *