صفحه اصلی / یادداشت و گفتگو / بحران ارزی و انتخاب بین بد و بدتر

محمدرضا شهیدی، کارشناس اقتصادی

بحران ارزی و انتخاب بین بد و بدتر

روند چند روز گذشته و بحران ارزی و تلاطم شدید ایجاد شده در بازار ارز به سمت تخریب اقتصاد کشور در حال حرکت است. روش‌های مقابله با این موضوع تاکنون نتیجه‌بخش نبوده و نه تنها درمان مؤثر انجام نپذیرفته...

روند چند روز گذشته و بحران ارزی و تلاطم شدید ایجاد شده در بازار ارز به سمت تخریب اقتصاد کشور در حال حرکت است. روش‌های مقابله با این موضوع تاکنون نتیجه‌بخش نبوده و نه تنها درمان مؤثر انجام نپذیرفته، بلکه در کوتاه‌مدت نیز راهکارهایی مانند توزیع ارز بین صرافی‌های منتخب و افزایش نرخ سود بانکی نتوانسته است راه‌حل مساله باشد. از طرفی مردم ترجیح می‌دهند که دارایی‌های خود را برای جلوگیری از کاهش ارزش تبدیل به دلار و سکه کنندو هجوم نقدینگی به سمت این بازار سرازیر شده است. در این راستا غیر از آسیب کلی به اقتصاد کشور، تولیدکنندگان کاملاً مستاصل شده و نمی‌توانند با این وضعیت نسبت به تأمین ارز خود اقدام کنند. میزان مورد نیاز ارز کشور در بخش صنعت و تولید حدود ۳۰ میلیارد دلار سالانه است که با تزریق این میزان حدود ۵ برابر آن تولید ناخالص داخلی ایجاد شده و صدها هزار اشتغال پایدار می‌ماند. چاره‌اندیشی برای نگه داشتن تولید و اشتغال، ضرورت برنامه‌ریزی در حالت بحرانی را می‌طلبد و به نظر می‌رسد دو راه‌حل در حال حاضر پیش‌رو است و انتخاب بین بد و بدتر است. به عبارتی هر دو راه بدون مشکل نیست، اما باید ارزیابی کنیم کدام راه‌حل بد است و از انتخاب راه‌حل بدتر جلوگیری کنیم. ۱) راه‌حل بدتر این است که همین روال ادامه داشته باشد، کماکان هجوم مردم و سفته‌بازان برای خرید ارز بالا رود و این روش قیمت را به بیش از این برساند و عملاً همین نفس کم‌جان تولید نیز گرفته شود و کارخانه‌ها تعطیل شوند و فروپاشی صنعت را شاهد باشیم و اثرات مخرب اقتصادی و اجتماعی آن را بپذیریم. ۲) راه‌حل بد که در این مقطع می‌تواند راه خوب محسوب شود، این است که به تجربه دوران پس از جنگ برگشته و ارز مورد نیاز به واحدهای تولیدی و سایر اولویت‌های اقتصادی به صورت سهمیه‌ای تخصیص یابد و برنامه‌ریزی شود. گرچه این روش موضوعاتی مانند امضاهای طلایی و مشکلات ناشی از کنترل نحوه سهمیه‌بندی را ایجاد می‌کند، اما به نظر می‌رسد در حال حاضر راهکار بهتری برای برون‌رفت از این بحران وجود ندارد و در کوتاه‌مدت می‌تواند سطح اشتغال و تولید را در حد همین سطح فعلی نگه دارد. شرایط فعلی اقتصادی، شرایط عادی نبوده و عملاً جنگ اقتصادی وجود دارد و هوشمندی بیش از پیش را می‌طلبد.

همچنین مطالعه کنید:

هدایت سرمایه‌های سرگردان به تولید

سرمقاله  تولید داخلی باید به درجه‌ای برسد تا بتوان از آن به عنوان ارزش و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *