صفحه اصلی / مخلوط استعداد و تجارت از رموز موفقیت

مخلوط استعداد و تجارت از رموز موفقیت

چند سال بعد زمانی که تعداد فرزندان خانواده به 6 نفر رسید، قدرت خرید آنها به مراتب کاهش پیدا کرد طوری که مادر مارتا مجبور بود که علاوه بر آشپزی و دیگر امور خانه، به دوختن لباس برای تک تک اعضای خانواده نیز مشغول باشد.
در این میان او مارتا را کنار خود می نشاند و به او خیاطی و آشپزی آموزش می داد. هر سال زمان برگزاری جشن کریسمس، مارتا و مادرش غذاهای بسیار خوشمزه و کیکی به مراتب زیبا و دلپذیر آماده می کردند. او همچنین از مادرش روش خشک کردن سبزیجات و میوه ها را به خوبی یاد گرفته بود.
پدر مارتا یک کشاورز سخت کوش بود. او نیز همانند همسرش علاقه داشت که به مارتا هنرهای مختلف را آموزش دهد، به همین سبب او را به همراه خود به مزرعه می برد و روش کاشت گل ها، درختان میوه و بوته های تمشک را به او آموزش می داد.
به گزارش کسب و کار نیوز به نقل از پگاه سیستم، هنگامی که مارتا به سن مدرسه رسید، دیگر یک خیاط، آشپز و باغبان حرفه ای شده بود، اما این بار تصمیم داشت که درس های مدرسه را نیز همانند هنرهای پدر و مادرش به خوبی فراگیرد. با گذشت چند سال اولیه مدرسه، علاقه شدیدی به مطالعه کتب مختلف پیدا کرد، او همچنین شوق فراوانی در انجام فعالیت های فوق برنامه مدرسه همچون عضویت در تیم روزنامه مدرسه، باشگاه هنر و… از خود نشان داد.
زمانی که به دبیرستان می رفت تصمیم گرفت به نیویورک برود و در آنجا ادامه تحصیل دهد. از همین رو در آن شهر برای گذران زندگی و پرداخت هزینه تحصیل، به عنوان مدل در آگهی های تلویزیونی و برخی مجلات مشغول به کار شد. با وجود زمان بسیاری که صرف کارش می کرد، هرگز اجازه نداد که در درس هایش وقفه ای ایجاد شود و همیشه به عنوان شاگرد اول کلاس هنرنمایی می کرد.
پس از آنکه به عنوان یکی از ده نفر اول مدرسه فارغ التحصیل شد به دانشکده برنارد در نیویورک رفت تا ادامه تحصیل دهد. در آنجا در رشته تاریخ باستان مشغول به تحصیل شد و همچنان برای پرداخت هزینه های زندگی شغل پیشین خود را ادامه داد. در سال دوم دانشگاه بود که با اندی استوارت آشنا شد و با او قرار ازدواج گذاشت. پس از مطرح کردن قضیه با خانواده اش مارتا و مادرش لباس عروسی را دوختند و به این ترتیب روانه زندگی مشترک شد. از آنجاکه زوج جوان سرمایه کافی در اختیار نداشتند، یک آپارتمان کوچک و قدیمی برای خود دست و پا کردند و به کمک یکدیگر دکوراسیون آن را تغییر دادند. این اولین باری بود که مارتا با هنر دکورآرایی آشنا می شد.
اندکی بعد در سال 1965 تنها فرزند آنها الکس به دنیا آمد. با به دنیا آمدن کودک، پدر و مادر تصمیم گرفتند تا خانه ای حیاط دار داشته باشند از این رو یکی از اتاق های یک مدرسه را به عنوان خانه خود اختیار کردند و تمام در و دیوار آن را تزیین کردند تا مجلل به چشم آید.
اندکی بعد مارتا حجم کارش را به عنوان مدل کاهش داد و وارد بورس نیویورک شد. در آنجا او به عنوان یک دلال سهام فعالیت می کرد و به خوبی با امر تجارت و معاملات تجاری و کسب و کار آشنا شد. این تجربه نیز بسیار موفق بود و در پیشرفت های بعدی او نقش به سزایی بازی می کرد.
با خرید یک خانه جدید و مجدداً انجام تزییات آن توسط خودشان، دیگر او و همسرش به یک زوج دکورآرای حرفه ای تبدیل شده بودند که این کار را با استعداد و توانایی ویژه ای انجام می دادند. در همین خانه بود که مارتا آموزه های پدر را به کار گرفت و به کاشت گل ها و درختان و بوته های تمشک در حیاط مشغول شد.
زمان گذشت و نوبت به کارگیری آموزش های مادر رسید. مارتا تصمیم گرفت که تمامی هنرهایی را که از مادر به ارث برده است با اصول تجارت مخلوط کند و از این راه به کسب و کار مشغول شود. از این رو یک آگهی کوچک برای برگزاری انواع مراسم جشن در روزنامه محلی چاپ کرد و منتظر نشست. طولی نکشید که درخواست های متعدد و متنوع برای او رسید. اولین درخواست مربوط به یک جشن ازدواج می شد و او به زیبایی هرچه تمام تر آن را برگزار کرد. چندی بعد تمامی کارهای مربوط به جشن افتتاح شرکت چاپی همسرش را خودش انجام داد و تحسین همگان را برانگیخت.
در همین جشن بود که تعدادی از نویسندگان و ناشران شرکت کرده بودند و مارتا توانست با آنها رابطه خوبی برقرار کند. از طریق همین آشنایی، او در سال 1982 کتابی تحت عنوان «سرگرم کننده» نوشت و به چاپ رساند که از استقبال بی نظیری برخوردار شد و تا به همین امروز همچنان در حال فروش است. پس از آن دو کتاب آشپزی آماده کرد و این دو نیز به مانند کتاب اولی به فروش بالا دست یافتند. حال دیگر نام مارتا استوارت به عنوان یک زن هنرمند بر سر زبان ها افتاده بود. در چند برنامه تلویزیونی از او دعوت به عمل آمد و شهرت او صد چندان شد.
حال او دیگر اکثر اوقات خود را صرف چاپ کتاب های جدید در مورد هنر خانه داری می کرد و هر روز روش های نوینی به علاقه مندان این عرصه آموزش می داد. درست زمانی که همه او را به عنوان یک متخصص خانه داری می شناختند و او از این راه ثروت کلانی عایدش شده بود، زندگی خصوصی اش با بحرانی روبه رو شد و مجبور به جدایی از همسرش شد.
او کمی بعد تصمیم گرفت تا مجله ای مخصوص بانوان با محتوای آموزش هنر خانه داری چاپ کند تا بیشتر با مخاطبانش در ارتباط باشد. در سال 1990 این کار نیز انجام شد. مجله «زندگی مارتا استوارت» که به اموری چون آشپزی، خیاطی، دکوراسیون منزل، باغبانی و حتی انجام کارهای دستی می پرداخت چنان محبوبیتی بین زنان خانه دار پیدا کرد که از آن پس نام مارتا استوارت به عنوان پرنفوذترین فرد آمریکا خطاب می شد و به یکباره شهرت و ثروت افسانه ای برای او به ارمغان آورد.
 

همچنین مطالعه کنید:

فرصت طلبی اپلیکیشن های ایرانی از قطعی اینترنت

شایلی قرائی به گزارش کسب و کار نیوز، یکی از کاربران نقشه “ویز” در گفت و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *