به گزارش کسب و کار نیوز ، موسی شهبازی درباره تهدیدهای اخیر دونالد ترامپ مبنی بر احتمال محاصره دریایی و پیامدهای آن بر اقتصاد جهانی گفت: برای تحلیل این موضوع باید به دو مقدمه توجه کرد؛ مقدمه اول این است که جمهوری اسلامی ایران با توجه به واکنشهای ایالات متحده و رصدی که در حوزه بازارها و اثرگذاری آن انجام شده، به این جمعبندی رسیده که به یک دارایی راهبردی بسیار ارزشمند دست یافته است. در واقع این دارایی از قبل وجود داشت، اما شاید به اندازه کافی به آن توجه نشده بود.
وی اضافه کرد: اهمیت راهبردی و استراتژیک تنگه هرمز برای تضمین امنیت بلندمدت ایران اکنون بیش از گذشته آشکار شده است. بنابراین، اعمال حاکمیت جمهوری اسلامی ایران بر تنگه هرمز براساس منطق تضمین امنیت بلندمدت، به یک اصل خدشهناپذیر تبدیل شده است و باید به عنوان یک دارایی ارزشمند حفظ شود.
وی ادامه داد: البته راهبرد ایران در قبال این دارایی ارزشمند به معنای مسدودسازی کامل تنگه نیست. ما معتقدیم تنگهها ابزارهایی برای تجارت جهانی هستند. بنابراین، رویکرد جمهوری اسلامی حرکت به سمت هوشمندسازی مدیریت تنگه است؛ به این معنا که ایران تصمیم میگیرد چه کشتیهایی از چه کشورهایی اجازه تردد داشته باشند و چه کشتیهایی اجازه عبور نداشته باشند. این همان رویکردی است که میتوان آن را رژیم هوشمند، گزینشی و تدریجی در مدیریت تنگه هرمز نامید.
اثرگذاری مدیریت ایران بر تنگه هرمز اکنون کاملا اثبات شده است
شهبازی در ادامه اضافه کرد: مقدمه دوم این است که رویکرد جمهوری اسلامی نشان داده در حوزه اقتصاد انرژی، ایالات متحده و کشورهای اروپایی بهشدت تحت فشار قرار دارند. این موضوع کاملاً در اعداد و ارقام بازار انرژی قابل مشاهده است. این فشار از دو کانال وارد میشود، نخست شوک قیمتی که ناشی از افزایش نااطمینانی در بازار است و دوم شوک عرضه که به معنای کاهش دسترسی به ذخایر نفتی و انرژی است. بسیاری از اندیشکدههای معتبر بینالمللی نیز پیشبینیهای قابل توجهی درباره افزایش قیمت نفت و سایر حاملهای انرژی ارائه دادهاند.
وی افزود: بنابراین، آمریکا تلاش میکند ایران را از این نقطه عقب برگرداند. با این حال، واقعیت این است که اثرگذاری مدیریت ایران بر تنگه هرمز در بازار انرژی اکنون کاملاً اثبات شده و پیشبینیها نیز از افزایشهای تصاعدی قیمت انرژی حکایت دارند؛ یعنی افزایش قیمتها صرفاً خطی نیست، بلکه به دلیل کاهش عرضه میتواند به شکل جهشی و تصاعدی رخ دهد. وقتی عرضه انرژی به تدریج کاهش پیدا کند، بازار با شوک عرضه مواجه میشود و این مسئله قیمتها را به شدت افزایش میدهد.
ایجاد ترس؛ مهمترین حربه ترامپ است
این کارشناس اقتصادی ادامه داد: به نظر میرسد ترامپ همچنان از حربه ایجاد ترس و وادار کردن جمهوری اسلامی ایران به عقبنشینی استفاده میکند، نه اینکه واقعاً چنین محاصرهای را عملیاتی کند. بررسی مواضع و سخنرانیهای او در حدود ۴۰ روز گذشته نشان میدهد که دستکم ۷۰ درصد این اظهارات بیشتر برای مدیریت انتظارات در بازار انرژی مطرح شده است؛ به این معنا که به بازار پیام داده شود نگران نباشید، آمریکا در حال کنترل شرایط است و ایران نمیتواند اقدام خاصی انجام دهد.
او افزود: در این مدت بارها مشاهده شد که با چنین موضعگیریهایی به طور موقت کاهشهایی در قیمت انرژی رخ داده است، هرچند در مواضع اخیر دیگر این ابزار چندان کارایی گذشته را ندارد. بنابراین، به نظر میرسد هدف اصلی این اظهارات، ایجاد ترس و فشار روانی برای وادار کردن ایران به عقبنشینی است.
تلاش آمریکا برای وارد کردن فشار به کشورهایی که به نفت و انرژی خلیج فارس وابسته اند
شهبازی اظهار کرد: از سوی دیگر، آمریکا تلاش میکند از طریق این تهدیدها بر کشورهایی که برای تأمین انرژی خود به تنگه هرمز وابستهاند نیز فشار وارد کند. کشورهایی مانند عراق، ترکیه، هند و برخی دیگر از کشورها که کشتیهایشان اجازه عبور از این مسیر را دارند، در واقع در معرض پیام غیرمستقیم آمریکا قرار میگیرند تا در فشار علیه ایران با واشنگتن همراه شوند. با این حال برخی کشورهای عضو ناتو نیز اعلام کردهاند که در چنین محاصرهای مشارکت نخواهند کرد که خود پیام مهمی دارد.
وی افزود: البته این احتمال وجود دارد که آمریکا برای اثبات ادعاهای خود دست به اقدامات محدود بزند؛ برای مثال ممکن است بهصورت نمادین یک یا دو کشتی را هدف قرار دهد تا نشان دهد قادر به اجرای تهدیدهای خود است. اما با شناختی که در این مدت شکل گرفته، به نظر میرسد اعمال حاکمیت جمهوری اسلامی ایران در تنگه هرمز تثبیت شده است.
این کارشناس اقتصادی تأکید کرد: ایران نیز اعلام کرده هر نقطهای از خلیج فارس یا اقیانوس هند که منافع کشور در آن تهدید شود یا حاکمیت ایران خدشهدار شود، میتواند با واکنش متقابل مواجه شود. بنابراین، اگر یک کشتی که جمهوری اسلامی ایران اجازه عبور آن را صادر کرده مورد حمله قرار گیرد، قطعاً پاسخ ایران را به دنبال خواهد داشت.
یک بن بست جدید در بازار انرژی
شهبازی تصریح کرد: در چنین شرایطی ممکن است یک بنبست جدید در بازار انرژی شکل بگیرد. آمریکا تصور میکند با چنین اقداماتی میتواند بازار انرژی را مدیریت کند، اما اگر وارد عمل شود احتمالاً با اقدام متقابل ایران روبهرو خواهد شد و این موضوع بازار انرژی را ملتهبتر، نوسانیتر و متشنجتر از قبل خواهد کرد؛ وضعیتی که قطعاً به نفع آمریکا نخواهد بود.
وی در پاسخ به پرسشی درباره پیشبینی برخی مؤسسات مالی از جمله مورگان مبنی بر احتمال کاهش ذخایر انرژی جهانی تا هفتههای آینده گفت: در حال حاضر نمیتوان گفت جهان با عدم دسترسی کامل به انرژی مواجه شده است، اما واقعیت این است که بازار با دو نوع شوک روبهروست. نخست شوک قیمتی ناشی از پیشبینی التهاب در بازار و دوم کاهش دسترسی به منابع انرژی.
این کارشناس اقتصادی ادامه داد: برخی تحلیلگران حوزه اقتصاد انرژی نیز هشدار دادهاند که در هفتههای آینده احتمال کاهش عرضه و افت ذخایر در بازار انرژی وجود دارد. علاوه بر این، آمریکا در ابتدای بحران با آزادسازی ذخایر استراتژیک خود تلاش کرد بازار را مدیریت کند. واشنگتن با آزادسازی حدود سه و نیم میلیون بشکه در روز برای مدت سه ماه، تلاش کرد کمبود عرضه ناشی از تحولات تنگه هرمز را جبران کند.
او اضافه کرد: اکنون به زمان پایان این دوره نزدیک میشویم و ادامه آزادسازی ذخایر استراتژیک برای آمریکا دشوار خواهد بود، زیرا سطح ذخایر به محدودههای حساس نزدیک میشود و در شرایط بحرانهای جدیتر به آن نیاز خواهند داشت. بنابراین، با کاهش آزادسازی این ذخایر و همزمان کاهش عرضه در بازار، احتمال افزایش تصاعدی قیمت نفت وجود دارد. به همین دلیل در مباحث مختلف، از جمله مذاکرات و تحلیلهای اقتصادی، به این نتیجه رسیدهایم که مدیریت و اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز یکی از مهمترین داراییهای راهبردی جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود.
سایت خبری تحلیلی کسب و کار استارت آپ | کارآفرینی | دانش بنیان | اقتصاد