خسرو معتضد در برنامه «تاریخ تماشایی» از تاریخچه محلهای به نام بیت اللطف سخن گفت که بعد از انقلاب آن را آتش زدند و تبدیل آن به بوستان کردند.
به گزارش کسب و کار نیوز به نقل از مهر، این کارشناس تاریخی در ابتدای برنامه اش در سایت اشتراک گذاری ویدئو تماشا با اشاره به کتاب «رستم التواریخ» گفت: عدهای بی سواد میگویند که این کتاب جعلی است و در قرن نوزدهم نوشته شده است. این حرف درست نیست. در کتاب «تذکره الملوک» به این کتاب و نویسندهاش میرزا مسیحا که در زمان محمود افغان بوده، اشاره شده است.
معتضد ادامه داد: فردی به نام ولادیمر مینورسکی که روسی است و بر گردن تاریخ ایران حق دارد، مدتی در ایران زندگی و تحقیق کرد. بعد از سر کار آمدن حکومت شوروی به لندن رفت و کتاب «تذکره الملوک» را که از استانبول به کتابخانه انگلستان منتقل شد، پیدا کرد و به زبان فرانسه و انگیسی ترجمه کرد.
ماجرای کتابی که به سفارش محمود افغان نوشته شد
وی با تاکید بر اینکه «تذکره الملوک» کتاب بسیار خوبی است و تمام جزئیات دوره صفوی را در خود دارد، افزود: این کتاب به سفارش محمود افغان نوشته شد. او وقتی ایران را تحت سلطه خود گرفت از کشورمان چیزی نمیدانست، برای همین دستور داد یکی از منشیها تاریخ ایران، اداراتش و تشکیلات صفویه را برایش بگوید. اینکه ما چند تا بیگلر بیگی داریم، چندتا والی داریم، درآمدمان از چیست، ارتش مان چیست و...
این مورخ بیان کرد: همین محمود افغان بی سواد دنبال این چیزها بود. گرچه مرد و نتوانست این کتاب را بخواند. یک نسخه از این کتاب در همدان بود که عثمانیها وقتی همدان، کرمانشاه، بروجرد، خرم آباد و غرب ایران را گرفتند این کتاب را پیدا کردند و با خود بردند.
ساخت بیت اللطف برای سربازان تا مزاحم نوامیس مردم نشوند
وی اظهار کرد: «رستم التواریخ» میگوید که در زمان صفویه برای اینکه سربازان مزاحم نوامیس مردم نشوند محلی برایشان ایجاد شد. این کتاب به زمان کریم خان زند اشاره میکند و نام تمامی این محله را آورده است. به این مکان بیت اللطف میگفتند. ما نمیتوانیم بگوییم این خوب یا بد است، چیزی است که در تاریخ اتفاق افتاده است.
معتضد به هزار زن فتحعلی شاه از جمله جوالی، کنیز و کلفت از تمام طبقات مردم در حرمسرایش اشاره کرد که هر کدام از اینها کلفت و نوکر داشتند. بعد از مرگ فتحعلی شاه، جانشینش پسر عباس میرزا است که نامش محمدشاه است. محمدشاه حرمسرا نداشت و چهار پنج زن داشت. یکی از این زنها کرد بود.
نگهداری تصاویری از فتحعلی شاه در موزه آرمیتاژ
وی تصاویری از فتحعلی شاه و پسرش نشان داد که به دلیل علاقه فتحعلی شاه به تهیه نقاشی از خودش، توسط نقاشان کشیده شده است و در موزه آرمیتاژ نگهداری میشود. این تصاویر هدیه دکتر ابراهیم تیموری از سفرهایش برای ما است.
معتضد ادامه داد: محمدشاه مریض بود و مدام پا درد داشت. سالتیکوف میگوید او در ۳۳ سالگی نمیتوانست راه برود. محمدشاه نقرس شدید داشت. ناصرالدین شاه و عباس میرزا ملک آرا و چندتای دیگر پسران او هستند. یکی از پسرانش هم جد خانواده سالور است.
اخراج زنهای فتحعلی شاه به محلهای که بدنام میشود
نویسنده «اشرف از سرای سنگلج تا سریر سلطنت» یادآور شد: فتحعلی شاه عدهای از این زنان را اخراج میکند و محلهای به نام قجرها در جنوب شرق تهران را به آنها میدهند. بعد میگویند نام قجر برای این مکان که زنان سلطنتی به آنجا رفتهاند بد است. محله قجر سالها وجود داشت و چاقوکشها و اراذل و اوباش به آنجا میرفتند و مردم از این مکان شکایت داشتند.
وی اضافه کرد: در زمان نخست وزیری میرزا حسن مشیرالدوله پیرنیا این زنان به جنوب غرب تهران منتقل میشوند که آن موقع این محله از تهران فاصله داشت. در این محله میمانند و تعدادی از این قمه کشها و شوشکه کشها و اراذل به اینجا می آیند. چندبار این افراد را تبعید میکنند ولی میبینند فایدهای ندارد که در نهایت همین جا میمانند.
شکایت اهالی گمرک از چاقوکشی و لات بازی
معتضد با تاکید بر اینکه در این مکان چاقوکشی و اراذل و لات بازی زیاد میشد و مردم گمرک از این محله شکایت داشتند، تاکید کرد: اتفاقات زیادی در اینجا میافتاد. اگر روزنامهها به خصوص روزنامههای بعد از شهریور ۱۳۲۰ را بخوانید میبینید شبی نیست که در آنجا اتفاقی نیفتد.
وی داستان صادق چوبک درباره وضعیت این مکان را مورد توجه قرار داد و ادامه داد: این افراد را بدهکار میکردند یعنی برایشان انگشتری میگرفتند یا لباسی میخریدند یا پولی بهشان میدادند و این بود که همیشه بدبخت و بیچاره بودند.
به گزارش کسب و کار نیوز به نقل از مهر، این کارشناس تاریخی در ابتدای برنامه اش در سایت اشتراک گذاری ویدئو تماشا با اشاره به کتاب «رستم التواریخ» گفت: عدهای بی سواد میگویند که این کتاب جعلی است و در قرن نوزدهم نوشته شده است. این حرف درست نیست. در کتاب «تذکره الملوک» به این کتاب و نویسندهاش میرزا مسیحا که در زمان محمود افغان بوده، اشاره شده است.
معتضد ادامه داد: فردی به نام ولادیمر مینورسکی که روسی است و بر گردن تاریخ ایران حق دارد، مدتی در ایران زندگی و تحقیق کرد. بعد از سر کار آمدن حکومت شوروی به لندن رفت و کتاب «تذکره الملوک» را که از استانبول به کتابخانه انگلستان منتقل شد، پیدا کرد و به زبان فرانسه و انگیسی ترجمه کرد.
ماجرای کتابی که به سفارش محمود افغان نوشته شد
وی با تاکید بر اینکه «تذکره الملوک» کتاب بسیار خوبی است و تمام جزئیات دوره صفوی را در خود دارد، افزود: این کتاب به سفارش محمود افغان نوشته شد. او وقتی ایران را تحت سلطه خود گرفت از کشورمان چیزی نمیدانست، برای همین دستور داد یکی از منشیها تاریخ ایران، اداراتش و تشکیلات صفویه را برایش بگوید. اینکه ما چند تا بیگلر بیگی داریم، چندتا والی داریم، درآمدمان از چیست، ارتش مان چیست و...
این مورخ بیان کرد: همین محمود افغان بی سواد دنبال این چیزها بود. گرچه مرد و نتوانست این کتاب را بخواند. یک نسخه از این کتاب در همدان بود که عثمانیها وقتی همدان، کرمانشاه، بروجرد، خرم آباد و غرب ایران را گرفتند این کتاب را پیدا کردند و با خود بردند.
ساخت بیت اللطف برای سربازان تا مزاحم نوامیس مردم نشوند
وی اظهار کرد: «رستم التواریخ» میگوید که در زمان صفویه برای اینکه سربازان مزاحم نوامیس مردم نشوند محلی برایشان ایجاد شد. این کتاب به زمان کریم خان زند اشاره میکند و نام تمامی این محله را آورده است. به این مکان بیت اللطف میگفتند. ما نمیتوانیم بگوییم این خوب یا بد است، چیزی است که در تاریخ اتفاق افتاده است.
معتضد به هزار زن فتحعلی شاه از جمله جوالی، کنیز و کلفت از تمام طبقات مردم در حرمسرایش اشاره کرد که هر کدام از اینها کلفت و نوکر داشتند. بعد از مرگ فتحعلی شاه، جانشینش پسر عباس میرزا است که نامش محمدشاه است. محمدشاه حرمسرا نداشت و چهار پنج زن داشت. یکی از این زنها کرد بود.
نگهداری تصاویری از فتحعلی شاه در موزه آرمیتاژ
وی تصاویری از فتحعلی شاه و پسرش نشان داد که به دلیل علاقه فتحعلی شاه به تهیه نقاشی از خودش، توسط نقاشان کشیده شده است و در موزه آرمیتاژ نگهداری میشود. این تصاویر هدیه دکتر ابراهیم تیموری از سفرهایش برای ما است.
معتضد ادامه داد: محمدشاه مریض بود و مدام پا درد داشت. سالتیکوف میگوید او در ۳۳ سالگی نمیتوانست راه برود. محمدشاه نقرس شدید داشت. ناصرالدین شاه و عباس میرزا ملک آرا و چندتای دیگر پسران او هستند. یکی از پسرانش هم جد خانواده سالور است.
اخراج زنهای فتحعلی شاه به محلهای که بدنام میشود
نویسنده «اشرف از سرای سنگلج تا سریر سلطنت» یادآور شد: فتحعلی شاه عدهای از این زنان را اخراج میکند و محلهای به نام قجرها در جنوب شرق تهران را به آنها میدهند. بعد میگویند نام قجر برای این مکان که زنان سلطنتی به آنجا رفتهاند بد است. محله قجر سالها وجود داشت و چاقوکشها و اراذل و اوباش به آنجا میرفتند و مردم از این مکان شکایت داشتند.
وی اضافه کرد: در زمان نخست وزیری میرزا حسن مشیرالدوله پیرنیا این زنان به جنوب غرب تهران منتقل میشوند که آن موقع این محله از تهران فاصله داشت. در این محله میمانند و تعدادی از این قمه کشها و شوشکه کشها و اراذل به اینجا می آیند. چندبار این افراد را تبعید میکنند ولی میبینند فایدهای ندارد که در نهایت همین جا میمانند.
شکایت اهالی گمرک از چاقوکشی و لات بازی
معتضد با تاکید بر اینکه در این مکان چاقوکشی و اراذل و لات بازی زیاد میشد و مردم گمرک از این محله شکایت داشتند، تاکید کرد: اتفاقات زیادی در اینجا میافتاد. اگر روزنامهها به خصوص روزنامههای بعد از شهریور ۱۳۲۰ را بخوانید میبینید شبی نیست که در آنجا اتفاقی نیفتد.
وی داستان صادق چوبک درباره وضعیت این مکان را مورد توجه قرار داد و ادامه داد: این افراد را بدهکار میکردند یعنی برایشان انگشتری میگرفتند یا لباسی میخریدند یا پولی بهشان میدادند و این بود که همیشه بدبخت و بیچاره بودند.
وی تصریح کرد: این زنان اخراج شده کجا باید میرفتند؟ خانواده عدهای از اینها شهرستان بودند و سالها از جدایی این زنان از خانواده شأن میگذشت. کتابهای سالور و دکتر فوقلیه را بخوانید. نویسنده روسی لوبینسکی با تمسخر نوشته است در هر سفری که شاه میرفت تعدادی زن به ملکههای ایران اضافه میشد.
معتضد در پایان این قسمت از برنامه «تاریخ تماشایی» سایت اشتراک گذاری ویدئو تماشا گفت: این محله تحمیل طبقه حاکم بر طبقه پایین مردم بود. این زگیل نباید منفجر شود و همه جا را بپوشاند. باید یک فکر عقلایی کرد تا این مسئله حل شود.
معتضد در پایان این قسمت از برنامه «تاریخ تماشایی» سایت اشتراک گذاری ویدئو تماشا گفت: این محله تحمیل طبقه حاکم بر طبقه پایین مردم بود. این زگیل نباید منفجر شود و همه جا را بپوشاند. باید یک فکر عقلایی کرد تا این مسئله حل شود.
معتضد به روایتی از رضاخان اشاره کرد که در جواب مستوفی الممالک که چرا بعضی از این وزرا را اخراج میکنید پاسخ داده بود که این افراد هم از این کارها در این محلهها میکنند. زمانی هم که صحبت از استقراض برای راه آهن شد رضاشاه به رسم این محله اشاره کرد که خارجیها هم این کار را میکنند یعنی قرض میدهند تا فرد را بدهکار کنند. رضاشاه در اوایل سلطنتش که هنوز خودکامه و مستبد نشده بود از این حرفها میزد.
بیمار شدن سربازان و ضرر خوردن مملکت
وی ادامه داد: دلالهایی در اطراف سربازخانهها بودند که سربازهای وظیفه ارتش را به این محله میفرستادند. این سربازها در اینجا دچار بیماریهای آمیزشی میشدند و ضرر زیادی به مملکت میزد. در مجله بهداشتی تندرست که در سالهای بعد از شهریور ۱۳۲۰ چاپ میشد نمونههایی از اینجا میگفت.
فریب دختران معصوم و تحویل دادن آنها به دلالان
نویسنده «سیاست، زن و حرمسرا» تصریح کرد: عدهای از رانندههای کامیون یا سواری به نقاط دورافتاده میرفتند و دختران معصوم و چشم و گوش بسته را با وعده ازدواج تحویل این دلالها میدادند. دولت هم هیچ کاری نمیتوانست بکند زیرا پارتیهای قوی داشتند.
وی یادآور شد: در جنگ جهانی، متفقین به سراغ این محله میروند. مشکلات زیادی برای مملکت ایجاد شده بود و فساد اخلاقی و مطالبی که در بعضی نشریات نوشته میشد حالت عجیبی در مملکت ایجاد کرده بود. نویسندهای به نام هدایت الله حکیم الهی، رفت دو ماه در این مکان خوابید و مونوگرافی قشنگی از بدبختی و بیچارگی این افراد و از کثافت و میکروب در این مکان نوشت. اصلاً مکان بد نامی بود.
نمایش تمثیلی در «معمای شاه»
معتضد با اشاره به سریال «معمای شاه» تاکید کرد: در این فیلم باغی نشان داده میشود که در تلویزیون نمیتوانست بگوید چیست. این باغ در واقع همین مکان است که عدهای گدایان و اراذل و اوباش و روسپیها در آن هستند. شهرت اینجا زیاد شده بود و باعث ننگ مملکت بود و متأسفانه راه چارهای هم نبود.
مجری برنامه «پلی به گذشته» افزود: حکیم الهی دو جلد کتاب به نام «با من به آن محله بیایید» نوشت و این کتاب در سالهای ۲۷ و ۲۸ مانند توپ صدا کرد و در مردم اثر زیادی گذاشت. معلوم شد خیلی از این زنها بدبخت هستند و فریب خوردهاند. اینها زنهایی روستایی و شهرستانی بودند و حتی زنان مطلقه تهرانی که هیچ گونه حمایتی ازشان نمیشد. آن موقع چیزی به نام مهریه و نفقه به این صورت نبود و زنان مجبور میشدند به اینجا پناه ببرند.
برگزاری کلاسهای آموزشی و سوادآموزی برای زنان فریب خورده
معتضد بیان کرد: شنیدهام حدود ۱۰ یا ۱۵ هزار نفر در این محله بودهاند. از سال ۱۳۳۷ به بعد اتفاق خوبی افتاد. عدهای از زنان باشرف و انسان دوست در اینجا کلاس آموزشی و سوادآموزی گذاشتند. شهربانی هم پلیس گذاشت، از وزارت بهداری پزشک گذاشتند که این افراد را مانند شهرهای دیگر دنیا کنترل میکردند. این کنترل کردن، بیماریهایی مثل سیفلیس و سوزاک را کم کرد.
وی با تاکید بر اینکه این افراد هرچه باسوادتر میشدند خجل تر میشدند گفت: در سال ۱۳۵۰ وزارت بهداری بررسی بر روی این افراد کرد و معلوم شد تحصیلات ۹۰ درصد اینها زیر دوم ابتدایی یا بیسواد است. پلیس هم سختگیری میکرد. هرکس میخواست وارد این محله بشود باید شناسنامه نشان میداد. جلوی متأهل ها و افراد زیر ۱۶ سال را میگرفتند.
آتش زدن بیت اللطف بعد از انقلاب و تبدیل آن به بوستان
معتضد اضافه کرد: این افراد فقط در این محله نبودند و به جاهای دیگر هم میرفتند. این بود که بعد از انقلاب عدهای از روی احساسات زیاد، این مکان را آتش زدند و ویران کردند. انقلاب، گروهی را مسئول رسیدگی به این محله کرد. برای عدهای از اینها کارهایی مثل دوزندگی درست کردند و بعضیهایشان ساکت شدند. بعد هم این مکان با خاک یکسان و تبدیل به بوستان شد.
وی سرگذشت این محله را سرگذشت مشئومی دانست و گفت: قهرمان میرزا سالور که برادرزاده ناصرالدین شاه است ۱۰ جلد کتاب فوق العاده نوشته که در پایان جلد دومش آمده است که زنهای حرمسرا را با کنیز و کلفتهایشان اخراج کردند زیرا وقتی مظفرالدین شاه با زنهایش از تبریز میآید دیگر مکانی برای زنان ناصرالدین شاه باقی نمیماند.
معتضد ادامه داد: عدهای از این زنان هم میمیرند مانند انیس الدوله که دو سه ماه بعد بر اثر بیماری هپاتیت ب یا یرقان شدید فوت میکند. یکی از شاهزادگان قاجار نوشته است که وقتی حقوق ماهیانه سیصد چهارصد تومانی ملکه را برایش آورده بودند و عکس ناصرالدین شاه را در اسکناس چاپ لندن می بیند غش کرده و فوت میکند. ما اسنادش را دیدیم که دکتر گواهی داده است که او بر اثر یرقان مرده است.
بیمار شدن سربازان و ضرر خوردن مملکت
وی ادامه داد: دلالهایی در اطراف سربازخانهها بودند که سربازهای وظیفه ارتش را به این محله میفرستادند. این سربازها در اینجا دچار بیماریهای آمیزشی میشدند و ضرر زیادی به مملکت میزد. در مجله بهداشتی تندرست که در سالهای بعد از شهریور ۱۳۲۰ چاپ میشد نمونههایی از اینجا میگفت.
فریب دختران معصوم و تحویل دادن آنها به دلالان
نویسنده «سیاست، زن و حرمسرا» تصریح کرد: عدهای از رانندههای کامیون یا سواری به نقاط دورافتاده میرفتند و دختران معصوم و چشم و گوش بسته را با وعده ازدواج تحویل این دلالها میدادند. دولت هم هیچ کاری نمیتوانست بکند زیرا پارتیهای قوی داشتند.
وی یادآور شد: در جنگ جهانی، متفقین به سراغ این محله میروند. مشکلات زیادی برای مملکت ایجاد شده بود و فساد اخلاقی و مطالبی که در بعضی نشریات نوشته میشد حالت عجیبی در مملکت ایجاد کرده بود. نویسندهای به نام هدایت الله حکیم الهی، رفت دو ماه در این مکان خوابید و مونوگرافی قشنگی از بدبختی و بیچارگی این افراد و از کثافت و میکروب در این مکان نوشت. اصلاً مکان بد نامی بود.
نمایش تمثیلی در «معمای شاه»
معتضد با اشاره به سریال «معمای شاه» تاکید کرد: در این فیلم باغی نشان داده میشود که در تلویزیون نمیتوانست بگوید چیست. این باغ در واقع همین مکان است که عدهای گدایان و اراذل و اوباش و روسپیها در آن هستند. شهرت اینجا زیاد شده بود و باعث ننگ مملکت بود و متأسفانه راه چارهای هم نبود.
مجری برنامه «پلی به گذشته» افزود: حکیم الهی دو جلد کتاب به نام «با من به آن محله بیایید» نوشت و این کتاب در سالهای ۲۷ و ۲۸ مانند توپ صدا کرد و در مردم اثر زیادی گذاشت. معلوم شد خیلی از این زنها بدبخت هستند و فریب خوردهاند. اینها زنهایی روستایی و شهرستانی بودند و حتی زنان مطلقه تهرانی که هیچ گونه حمایتی ازشان نمیشد. آن موقع چیزی به نام مهریه و نفقه به این صورت نبود و زنان مجبور میشدند به اینجا پناه ببرند.
برگزاری کلاسهای آموزشی و سوادآموزی برای زنان فریب خورده
معتضد بیان کرد: شنیدهام حدود ۱۰ یا ۱۵ هزار نفر در این محله بودهاند. از سال ۱۳۳۷ به بعد اتفاق خوبی افتاد. عدهای از زنان باشرف و انسان دوست در اینجا کلاس آموزشی و سوادآموزی گذاشتند. شهربانی هم پلیس گذاشت، از وزارت بهداری پزشک گذاشتند که این افراد را مانند شهرهای دیگر دنیا کنترل میکردند. این کنترل کردن، بیماریهایی مثل سیفلیس و سوزاک را کم کرد.
وی با تاکید بر اینکه این افراد هرچه باسوادتر میشدند خجل تر میشدند گفت: در سال ۱۳۵۰ وزارت بهداری بررسی بر روی این افراد کرد و معلوم شد تحصیلات ۹۰ درصد اینها زیر دوم ابتدایی یا بیسواد است. پلیس هم سختگیری میکرد. هرکس میخواست وارد این محله بشود باید شناسنامه نشان میداد. جلوی متأهل ها و افراد زیر ۱۶ سال را میگرفتند.
آتش زدن بیت اللطف بعد از انقلاب و تبدیل آن به بوستان
معتضد اضافه کرد: این افراد فقط در این محله نبودند و به جاهای دیگر هم میرفتند. این بود که بعد از انقلاب عدهای از روی احساسات زیاد، این مکان را آتش زدند و ویران کردند. انقلاب، گروهی را مسئول رسیدگی به این محله کرد. برای عدهای از اینها کارهایی مثل دوزندگی درست کردند و بعضیهایشان ساکت شدند. بعد هم این مکان با خاک یکسان و تبدیل به بوستان شد.
وی سرگذشت این محله را سرگذشت مشئومی دانست و گفت: قهرمان میرزا سالور که برادرزاده ناصرالدین شاه است ۱۰ جلد کتاب فوق العاده نوشته که در پایان جلد دومش آمده است که زنهای حرمسرا را با کنیز و کلفتهایشان اخراج کردند زیرا وقتی مظفرالدین شاه با زنهایش از تبریز میآید دیگر مکانی برای زنان ناصرالدین شاه باقی نمیماند.
معتضد ادامه داد: عدهای از این زنان هم میمیرند مانند انیس الدوله که دو سه ماه بعد بر اثر بیماری هپاتیت ب یا یرقان شدید فوت میکند. یکی از شاهزادگان قاجار نوشته است که وقتی حقوق ماهیانه سیصد چهارصد تومانی ملکه را برایش آورده بودند و عکس ناصرالدین شاه را در اسکناس چاپ لندن می بیند غش کرده و فوت میکند. ما اسنادش را دیدیم که دکتر گواهی داده است که او بر اثر یرقان مرده است.
سایت خبری تحلیلی کسب و کار استارت آپ | کارآفرینی | دانش بنیان | اقتصاد