دکتر مینا مهرنوش
در قرن بیستویکم، غذا دیگر صرفاً یک کالای اقتصادی نیست؛ یک دارایی ژئوپلیتیکی است. همانگونه که نفت میتواند ابزار قدرت باشد، گندم، ذرت، برنج و نهادههای دامی نیز به ابزار قدرت تبدیل شدهاند. کشوری که نتواند غذای مردم خود را در شرایط بحران تأمین کند، حتی اگر از پیشرفتهترین تجهیزات نظامی برخوردار باشد، در برابر فشارهای داخلی و خارجی آسیبپذیر خواهد شد.
جنگ روسیه و اوکراین این واقعیت را به روشنی آشکار کرد. دو کشوری که سهم قابلتوجهی از صادرات جهانی گندم، ذرت و روغن آفتابگردان را در اختیار داشتند، با آغاز جنگ موجب اختلال در تجارت جهانی غلات شدند و بسیاری از کشورهای وابسته به واردات با جهش قیمت و کمبود عرضه مواجه شدند. پژوهشهای بینالمللی نیز نشان دادهاند که کاهش صادرات غلات اوکراین، آثار زنجیرهای بر امنیت غذایی کشورهای مختلف گذاشته و آسیبپذیری کشورها بیش از آنکه به میزان تولید داخلی وابسته باشد، به کیفیت مدیریت ذخایر و دسترسی به بازارهای جایگزین بستگی دارد.
امروز نیز با ادامه درگیریها، حملات به بنادر دریای سیاه بار دیگر صادرات غلات اوکراین را با محدودیت روبهرو کرده است؛ بهگونهای که مسیرهای جایگزین تنها بخشی از ظرفیت صادراتی گذشته را جبران میکنند و میلیونها تن غله در معرض تأخیر در صادرات قرار گرفته است.
همزمان سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) گزارش میدهد که قیمت جهانی مواد غذایی دوباره روند افزایشی گرفته و قیمت غلات تحت تأثیر همزمان جنگ، تغییرات اقلیمی و اختلال در زنجیره تأمین افزایش یافته است.

درس اول؛ چین امنیت غذایی را به بازار واگذار نکرد
چین سالهاست امنیت غذایی را بخشی از راهبرد امنیت ملی خود میداند. این کشور علاوه بر سرمایهگذاری گسترده در افزایش بهرهوری کشاورزی، ذخایر راهبردی عظیمی از غلات ایجاد کرده و حتی در سالهایی که تولید داخلی در سطح مطلوب قرار دارد، همچنان سیاست خرید و ذخیرهسازی را ادامه میدهد تا در برابر شوکهای جهانی آسیبپذیر نباشد. در سالهای اخیر نیز دولت چین با اجرای برنامههای ملی برای حفظ سطح تولید گندم و برنج، وابستگی خود به بازارهای جهانی را کاهش داده است.
درس دوم؛ روسیه غذا را به ابزار قدرت ژئوپلیتیک تبدیل کرد
روسیه تنها یک تولیدکننده بزرگ غلات نیست؛ بلکه طی دو دهه گذشته با سرمایهگذاری مستمر در بخش کشاورزی، توسعه زیرساختهای صادراتی و مدیریت ذخایر، گندم را به یکی از ابزارهای نفوذ اقتصادی خود تبدیل کرده است. در شرایط جنگ نیز تلاش کرد صادرات غلات را، تا حد امکان، حفظ کند؛ زیرا این صادرات علاوه بر درآمد ارزی، جایگاه ژئوپلیتیکی این کشور را تقویت میکند.
درس سوم؛ اوکراین نشان داد زیرساخت غذایی نیز هدف جنگ است
جنگ اوکراین تنها مزارع را هدف قرار نداد؛ سیلوها، خطوط ریلی، بنادر و شبکه حملونقل غلات نیز آسیب دیدند. نتیجه آن بود که حتی با وجود تولید محصول، امکان انتقال آن به بازارهای جهانی محدود شد. تجربه اوکراین نشان داد که امنیت غذایی فقط به میزان تولید وابسته نیست؛ بلکه به تابآوری زنجیره تأمین، انبارها، بنادر، حملونقل و ذخایر راهبردی نیز وابسته است.
ایران در برابر یک انتخاب راهبردی
ایران نیز امروز در شرایطی قرار دارد که هرگونه خطا در مدیریت بازار غلات میتواند آثار همزمانی بر بازار نان، گوشت، مرغ، تخممرغ و لبنیات داشته باشد.
اگر خوراک انسان و خوراک دام برای تصاحب یک محصول استراتژیک وارد رقابت شوند، افزایش قیمت تنها به یک بخش محدود نخواهد شد؛ بلکه موجی از تورم غذایی در کل زنجیره مصرف ایجاد خواهد کرد.
از سوی دیگر، اگر مطالبات کشاورزان با تأخیر پرداخت شود یا سازوکار خرید تضمینی نتواند انگیزه کافی ایجاد کند، عرضه رسمی محصول کاهش یافته و هزینه تأمین امنیت غذایی کشور افزایش خواهد یافت. بنابراین مسئله امروز صرفاً مدیریت یک بازار نیست؛ بلکه مدیریت یک دارایی راهبردی است.
پیشنهادهای فوری برای «دکترین امنیت غذایی ایران»
۱. تشکیل قرارگاه ملی امنیت غذایی
با حضور وزارت جهاد کشاورزی، وزارت صمت، سازمان برنامه و بودجه، بانک مرکزی، گمرک، وزارت راه، ستاد مدیریت بحران و نمایندگان بخش خصوصی؛ با اختیارات فرابخشی و تصمیمگیری سریع.
۲. طراحی داشبورد ملی امنیت غذایی
ایجاد سامانه برخط برای رصد موجودی غلات، نهادههای دامی، ظرفیت سیلوها، واردات، تولید، مصرف و پیشبینی کسریها با استفاده از هوش مصنوعی و تحلیل داده.
۳. انتشار منظم شاخصهای اطمینانبخش
اعلام دورهای وضعیت ذخایر راهبردی در چارچوب ملاحظات امنیتی، بهمنظور کاهش شایعات، جلوگیری از رفتارهای هیجانی و حفظ آرامش بازار.
۴. حمایت واقعی از کشاورزان
پرداخت فوری مطالبات، اصلاح نظام خرید تضمینی، تسهیل تأمین نهادهها و کاهش فاصله زمانی میان تحویل محصول و دریافت وجه.
۵. تنوعبخشی به زنجیره واردات
وابستگی به تعداد محدودی مسیر یا کشور تأمینکننده، در شرایط جنگ یک ریسک امنیتی است. کشور باید شبکهای متنوع از تأمینکنندگان، مسیرهای حملونقل و ذخایر منطقهای ایجاد کند.
۶. تدوین سناریوهای سهماهه، ششماهه و یکساله
مدیریت بحران نباید روزمره باشد. دولت باید برای سناریوهای مختلف از جمله اختلال واردات، خشکسالی، افزایش مصرف یا نوسانات جهانی، برنامههای از پیش آماده داشته باشد.
۷. استفاده از فناوریهای نوین
هوش مصنوعی، تصاویر ماهوارهای، تحلیل دادههای اقلیمی و مدلهای پیشبینی میتوانند ماهها پیش از وقوع بحران، کمبودها و ریسکهای احتمالی را شناسایی کنند.
تجربه چین، روسیه و اوکراین یک پیام مشترک دارد؛ امنیت غذایی دیگر صرفاً وظیفه وزارت کشاورزی نیست، بلکه بخشی از معماری امنیت ملی کشورهاست.
امروز جهان وارد دورهای شده که در آن کشورها علاوه بر ذخایر ارزی، ذخایر انرژی و توان دفاعی، بر ذخایر غذایی نیز بهعنوان یک مؤلفه بازدارنده سرمایهگذاری میکنند. حتی کشورهای اروپایی که سالها به سازوکار بازار آزاد تکیه داشتند، اکنون در حال بازنگری در سیاستهای ذخیرهسازی و تابآوری غذایی هستند.
ایران نیز باید از نگاه بخشی به غذا فاصله بگیرد و «امنیت غذایی» را در کنار امنیت دفاعی، امنیت انرژی و امنیت سایبری، به یکی از ارکان اصلی سیاستگذاری ملی تبدیل کند.
بحرانها معمولاً زمانی آغاز میشوند که تصور میکنیم هنوز برای تصمیمگیری فرصت داریم. هنر حکمرانی آن است که بحرانها پیش از آنکه به صف نانواییها، بازار مرغ و سفره خانوار برسند، در اتاقهای تصمیمگیری و بر پایه داده، آیندهنگری و هماهنگی ملی مهار شوند.
امنیت غذایی، آخرین حلقه زنجیره امنیت نیست؛ نخستین خط دفاع از ثبات اقتصادی، آرامش اجتماعی و امنیت ملی است.
سایت خبری تحلیلی کسب و کار استارت آپ | کارآفرینی | دانش بنیان | اقتصاد